با سلام و احترام خدمت تمامی عزیزان عطرافشان
و با کسب اجازه از بزرگوارانی چون آقای ایرج روحانی عزیز،جناب سخی ارجمند،جناب پیمان بزرگوار،جناب کبیری دوست داشتنی،جناب شوشتری پر مهر،جناب بوترابی شریف،ارشیتکت گرامی و همه ی عزیزان با سابقه و قدیمی و همینطور عزیزان متبحری مثل محسن عزیز (عذر خواهی میکنم اگر عزیزی رو نام نبردم بخاطر عدم حضور ذهن در این لحظه هست)
بخش بزرگی از علاقهمندان عطر تجربهی بویایی ارزشمندی دارند، اما تبدیل این تجربه به متن، مهارتی جداگانه است؛ مهارتی که هم به دقت در مشاهده نیاز دارد و هم به توانایی انتقال حس، ساختار و شخصیت یک عطر.
هدف از ایجاد این تاپیک، نه تعیین یک روش قطعی، بلکه جمعآوری تجربهها، نگاهها و روشهای مختلف برای نزدیک شدن به ریویونویسی دقیقتر و عمیقتر است؛ تا هم دوستان تازهوارد بتوانند مسیر روشنتری برای نوشتن پیدا کنند و هم گفتوگوی جمعی ما دربارهی عطر، غنیتر و دقیقتر شود.
بنده ی کمترین مطالبی آماده کردم اما قبل از ارائه از بزرگوارانی که نام بردم صمیمانه دعوت میکنم مطالبشون رو در این باره اگر فرصت و تمایلش رو داشتن مرحمت کنند تا مثل همیشه همینطور که سالهاست شاگرد ایشان بودیم و هستیم،یاد بگیریم و به پیشرفت و غنای این فضا کمکی کنیم (البته من عذر خواهم که هنوز نتونستم شاگرد خوبی باشم و دریافت و تحلیل و همینطور قلم خوبی برای ریویو ندارم):
اینکه هنگام ریویو کردن به چه چیزهایی توجه میکنند،
چطور بین سلیقه و کیفیت تفکیک قائل میشوند،
چطور ساختار یک عطر را تحلیل میکنند،
و اساساً چه چیز یک ریویو را برایشان ارزشمند و قابل اتکا میکند.
فکر میکنم حضور و مشارکت بزرگترهای این فضا، میتواند برای نسل جوانتر و علاقهمندان تازهکار، بسیار آموزنده و راهگشا باشد.
امیدوارم این تاپیک به مرور تبدیل شود به یک مرجع جمعی برای یادگیری، تمرین و بهتر دیدنِ عطر؛
چون گاهی فاصلهی میان «بو کردن» و «فهمیدن»، فقط چند پرسش درست است.
از علاقه مندان و تازه وارد های این محفل خواهشمندم ((((((((((کمی صبر کنید)))))))))) تا بزرگواران مطالبشون ارائه کنند به جهت یک پیوسته و یک دست شدن این تاپیک آموزشی و بعد از چند روز اگر سوالی داشتن کامنت کنند
با احترام فراوان
درود بر شما.
ببخشید که به عنوان یک آماتور زیر متن شما نظری ثبت میکنم اما یک سوال برام ایجاد شده. آیا اولین ریویوهای جناب ایکاروس هم در حد نقدهای چند سال اخیرشون بوده؟ اینو میگم چون به قدری مجذوب نوشتههای ایشون هستم که وقتی تازه سایت رو پیدا کرده بودم تا آخر همینجور ورق زدم و ازشون خوندم و از روند تغییر نوشتار و پختگی تجربه و نگارششون حتی بیشتر لذت بردم.
خانم عزیزی به نام فاطیماه که عکسهای عالی و متنهای عالیتری دارند هم همینطور. ایشون جایی خودشون هم گفتند که وقتی شروع به نوشتن کردند اصلا سواد و تجربه عطربازی نداشتند و کمکم کنار عزیزان حرفهای سایت یاد گرفتند و پیشرفت کردند.
بنده به شخصه از آماتور هم آماتورترم. یک بیسواد کامل در زمینه عطر که صرفا به بوی خوب علاقه دارم. خیلی از ریویوهای تخصصی که شما میفرمایید برای من اصلا قابل درک نیست. وقتی میخونم عطر با فلان آکورد شروع میشه با نت فلان به انتها میرسه هیچ درکی از فضای بو برام ایجاد نمیشه صرفا کنجکاو میشم برم ببینم آکورد امبری یعنی چی رزینی یعنی چی فلان و بسار یعنی چی ولی نمیتونم بر اون اساس عطر انتخاب کنم. حالا اگر فرصت تست برام پیش بیاد سعی میکنم کلمه رو به بو ربط بدم و اندکی یاد بگیرم و درک کنم. اما مثلا چند روز پیش عزیزی در توصیف یک عطر خیلی ساده نوشتن بوی نقل صورتی میده خب من راحت فضا رو درک میکنم. بودن این نظر کنار نقد تخصصی که شما میفرمایید برای من میشه ترکیب ایدهآل از باب یادگیری و تجربه. پس چه اشکالی داره هر کس تا جایی که توهین و نگاه از بالا و الفاظ زشت استفاده نکنه بیاد و تجربهش رو بگه و کمکم از تازه کار بودن فاصله بگیره؟ چرا باید صبر کنه تا بزرگترهای محترم سایت که ممنون از حضورشون هستم توضیح بدند تا بعد اونا هم بتونن حرفی بزنن؟ وجود هر دو سبک بهتر نیست؟
باز هم میگم نه عطربازم نه تجربه دارم صرفا در تمام سالهای گذشته مصرفکننده عادی عطر بودم که با پیدا کردن این سایت از خوندن نظرات و دیدن عکسها لذت میبرم و سعی میکنم دنیای عطرها رو کمی بیشتر درک کنم. اگر سوالی دارم میپرسم یا تجربههای محدودم رو به اشتراک میگذارم. اجازه بدید اینجا محل امنی برای حضور همه باشه نه جایی که باید سکوت کرد چون حرفهای نیستیم. خیلی از ما بچههایی داریم که کمکم دارن به استفاده از عطر علاقهمند میشن اجازه بدید بتونیم این سایت رو به عنوان مرجع به اونها هم معرفی کنیم تا هم از ابتدا یاد بگیرند اصولی خرید و انتخاب کنند (البته در اقتصادی نرمال نه با این قیمتهای نجومی که دیگه به حذف عطر رسیده) و مهمتر از اون یاد بگیرند از حرف زدن و نظر دادن مودبانه نترسند.
بابت زیادهگویی و وارد شدن در بحثتون معذرت میخوام. هر کار کردم نتونستم نظر ندم.
سلامت و شاد باشید.
درود بر شما.
ببخشید که به عنوان یک آماتور زیر متن شما نظری ثبت میکنم اما یک سوال برام ایجاد شده. آیا اولین ریویوهای جناب ایکاروس هم در حد نقدهای چند سال اخیرشون بوده؟ اینو میگم چون به قدری مجذوب نوشتههای ایشون هستم که وقتی تازه سایت رو پیدا کرده بودم تا آخر همینجور ورق زدم و ازشون خوندم و از روند تغییر نوشتار و پختگی تجربه و نگارششون حتی بیشتر لذت بردم.
خانم عزیزی به نام فاطیماه که عکسهای عالی و متنهای عالیتری دارند هم همینطور. ایشون جایی خودشون هم گفتند که وقتی شروع به نوشتن کردند اصلا سواد و تجربه عطربازی نداشتند و کمکم کنار عزیزان حرفهای سایت یاد گرفتند و پیشرفت کردند.
بنده به شخصه از آماتور هم آماتورترم. یک بیسواد کامل در زمینه عطر که صرفا به بوی خوب علاقه دارم. خیلی از ریویوهای تخصصی که شما میفرمایید برای من اصلا قابل درک نیست. وقتی میخونم عطر با فلان آکورد شروع میشه با نت فلان به انتها میرسه هیچ درکی از فضای بو برام ایجاد نمیشه صرفا کنجکاو میشم برم ببینم آکورد امبری یعنی چی رزینی یعنی چی فلان و بسار یعنی چی ولی نمیتونم بر اون اساس عطر انتخاب کنم. حالا اگر فرصت تست برام پیش بیاد سعی میکنم کلمه رو به بو ربط بدم و اندکی یاد بگیرم و درک کنم. اما مثلا چند روز پیش عزیزی در توصیف یک عطر خیلی ساده نوشتن بوی نقل صورتی میده خب من راحت فضا رو درک میکنم. بودن این نظر کنار نقد تخصصی که شما میفرمایید برای من میشه ترکیب ایدهآل از باب یادگیری و تجربه. پس چه اشکالی داره هر کس تا جایی که توهین و نگاه از بالا و الفاظ زشت استفاده نکنه بیاد و تجربهش رو بگه و کمکم از تازه کار بودن فاصله بگیره؟ چرا باید صبر کنه تا بزرگترهای محترم سایت که ممنون از حضورشون هستم توضیح بدند تا بعد اونا هم بتونن حرفی بزنن؟ وجود هر دو سبک بهتر نیست؟
باز هم میگم نه عطربازم نه تجربه دارم صرفا در تمام سالهای گذشته مصرفکننده عادی عطر بودم که با پیدا کردن این سایت از خوندن نظرات و دیدن عکسها لذت میبرم و سعی میکنم دنیای عطرها رو کمی بیشتر درک کنم. اگر سوالی دارم میپرسم یا تجربههای محدودم رو به اشتراک میگذارم. اجازه بدید اینجا محل امنی برای حضور همه باشه نه جایی که باید سکوت کرد چون حرفهای نیستیم. خیلی از ما بچههایی داریم که کمکم دارن به استفاده از عطر علاقهمند میشن اجازه بدید بتونیم این سایت رو به عنوان مرجع به اونها هم معرفی کنیم تا هم از ابتدا یاد بگیرند اصولی خرید و انتخاب کنند (البته در اقتصادی نرمال نه با این قیمتهای نجومی که دیگه به حذف عطر رسیده) و مهمتر از اون یاد بگیرند از حرف زدن و نظر دادن مودبانه نترسند.
بابت زیادهگویی و وارد شدن در بحثتون معذرت میخوام. هر کار کردم نتونستم نظر ندم.
سلامت و شاد باشید.
درود بر شما و ممنونم بابت این نوشتهی دقیق و صادقانه.
اتفاقاً نکتهای که مطرح کردید، یکی از مهمترین دلایل ایجاد این تاپیک است. و بله، کاملاً با شما موافقم؛ تقریباً هیچکس از ابتدا با قلم پخته و نگاه دقیق شروع نکرده. نه در عطر، نه در نوشتن. آنچه امروز از بعضی عزیزان میخوانیم، حاصل سالها تجربه، آزمون، خطا، خواندن، بو کردن و نوشتن است.
منظور من از درخواستِ کمی صبر از دوستان تازهکار، به هیچ وجه سکوت یا ایجاد مرز میان «حرفهای» و «آماتور» نبود و اگر متن چنین برداشتی ایجاد کرده، قصور از بیان من بوده. مقصودم فقط این بود که ابتدا دوستان باتجربه، چهارچوبها و زاویهدیدهایشان را مطرح کنند تا بعد گفتگو برای همه منسجمتر و آموزشیتر پیش برود؛ نه اینکه کسی حق بیان تجربهاش را نداشته باشد.
اتفاقاً همان مثالی که زدید («بوی نقل صورتی») مثال بسیار خوبیست؛ چون ریویو فقط زبان فنی نیست. گاهی یک تشبیه ساده، تصویری روشنتر از چند خط اصطلاح تخصصی میسازد. به نظرم فضای سالم، جاییست که هم تحلیل فنی در آن جا داشته باشد، هم تجربهی شخصی، هم تشبیه، هم حس.
این تاپیک اگر ارزش پیدا کند، دقیقاً به خاطر حضور هر دو گروه خواهد بود: کسانی که تجربهی عمیق دارند و کسانی که با پرسشها و تجربههای ساده اما صادقانه، مسیر یادگیری را زنده نگه میدارند.
و راستش، همین متنی که نوشتید خودش نشان میدهد آنقدرها هم که میگویید از فضا دور نیستید؛ چون خوب دیدن و خوب پرسیدن، بخش مهمی از یادگیریست.
مجددا اما چرا فکر کردید من گفتم سکوت کنید چون دانش ندارید؟
با احترام بنده که کوچک شما و همه ی عزیزان هستم بدون هیچ منظور عجیبی عرض میکنم کمی عجول هستید و شاید فضاهای ایجاد شده چند روز گذشته بی تاثیر نبوده بنده عرض کردم ((((کمی صبر کنید))))
بعلاوه اینکه نیت بنده در درجه اول تاپیک اموزشی بود وبعد از مدتی پرسشو پاسخ تا بعدا هر عزیزی تمایل داشت از تجربیات عزیزان استفاده کند.صبور باشید
ارادتمند.
با درود و احترام
چون احتمال میدم بزرگواران این تاپیک رو نبینند یا به دلایل دیگر من با احتراو کسب اجازه سعی میکنم مختصر مطالبی رو برای دوستان معطر در ادامه بگذارم. امیدوارم جسارتم رو ببخشید و اگر ایرادو نقصی درش دیده شد حتما گوش زد بفرمایید.
ریویو نوشتن برای عطر: ثبت تجربه، نه صدور حکم
.ریویوی عطر در اصل ترجمهی یک تجربهی بویایی به زبان است؛ کاری ذاتاً ناقص، چون بو مستقیماً با حافظه، بدن، فرهنگ، روان و زمان درگیر است.
یک ریویوی خوب باید سه کار انجام دهد:
۱. توصیف کند
اولین وظیفهی ریویو توصیف است، نه قضاوت.
یعنی قبل از اینکه بگویی «زیباست» یا «ضعیف است»، باید بگویی چی هست.
چه میشنوی؟
مرکبات؟ رزین؟ چوب مرطوب؟ فلز؟ پارچهی تمیز؟ خاک خیس؟
بزرگترین خطا اینجاست:
بسیاری از ریویوها پر از صفتاند و خالی از تصویر.
«خیلی شیکه» چیزی نمیگوید.
«مثل پیراهن سفید اتوکشیده کنار پنجرهی بارانی» اطلاعات میدهد.
یا مثل این جمله ی جناب architect:
قدیما یه تخت چوبی بود که کنار درختای نارنج و پرتقال میذاشتیمش تو حیاط
که پای عطر Une Amourette Roland Mouret Etat نوشته بودن.
۲. ساختار را تشخیص دهد
عطر فقط مجموعهای از نتها نیست؛ حرکت است.
باید دید:
شروع چگونه است؟
ورود ناگهانی یا تدریجی؟
آیا تغییر میکند یا خطی است؟
میانه چگونه پل میزند؟
پایان فروپاشی است یا تثبیت؟
به این نکته خوب توجه کنید : یکی از اشتباهات رایج این است که فرد فقط ده دقیقهی اول را ریویو میکند.
بعضی عطرها در ابتدا دروغ میگویند.
هویت واقعیشان دو ساعت بعد آغاز میشود.
۳. زمینه بدهد.
باید مشخص شود:
روی چه پوستی تست شد؟
در چه هوا؟
در چه دما؟
در چه فصل؟
با چه تعداد اسپری؟
در چه فاصلهای از اسپری؟
عطری که در زمستان خاموش است ممکن است در تابستان زنده شود.
نمونه ی این نوع نویسه رو آقای علیرضا دین محمد پور با آیدی ADMP بطور مثال پای عطر search Amouage به زیبایی و دقیق قلم زدند
خطاهای رایج در ریویونویسی عطر(ضمن این که منظور از خطا تعیین درست و غلط نیست هر عزیزی مختار هست هر نوع نویسه ای منتشر کند و در سابقه ی خود ثبت نماید)
خطای اول: اشتباه گرفتن سلیقه با کیفیت
«من دوستش ندارم» مساوی «عطر بدی است» نیست.
ممکن است یک عطر عالی باشد اما جهان بویایی تو با آن ناسازگار باشد.
خطای دوم: اسیر شدن در هرم بویایی رسمی
خیلیها قبل از بو کردن، نتها را میخوانند و بعد همانها را "پیدا" میکنند.
این خطای تلقین است.
اول بو کردن، بعد مقایسه کردن نتیجه ی مطلوب تری میدهد..
خطای سوم: ریویو تحت تأثیر هایپ
شهرت، قیمت، برند، کمیاب بودن، همه ادراک را منحرف میکنند.
اگر روی شیشه نام Creed نباشد، آیا هنوز همین نظر را داری؟
این سؤال مهمی است.
خطای چهارم: اغراق در عملکرد
«هیولا»، «بمب»، «اتاقپرکن» بدون معیار، اطلاعات نیست.
عملکرد باید نسبی گزارش شود:
در چند ساعت؟
در چه دما؟
در چه فاصلهای؟
خطای پنجم: قضاوت عجولانه
بعضی عطرها زمان میخواهند.
اولین برخورد همیشه معتبرترین برخورد نیست.
گاهی بینی باید زبان آن عطر را یاد بگیرد.
ریویوی عمیق چه سوالهایی از خودش میپرسد؟
این عطر چه جنس نوری دارد؟
مات است یا براق؟
گرم است یا سرد؟
خشک است یا مرطوب؟
سنگین است یا شناور؟
بافتش چیست؟ مخمل؟ فلز؟ چرم؟ دود؟
آیا شخصیت دارد یا فقط زیباست؟
آیا تحول دارد یا فقط تکرار میشود؟
آیا تضاد دارد؟
آیا ریسک میکند؟
آیا امضای مشخصی دارد؟مثلا حس مشترکی که ممکن است بعد از تست چند کار از سرژ لوتنس بهش برسید.
اگر برندش را حذف کنیم، آیا هنوز قابل تشخیص است؟
این عطر چه نوع سکوتی دارد؟
چه نوع انسانی ممکن است آن را بپوشد؟
چه نوع موسیقی شبیه آن است؟
چه نوع معماری؟
چه نوع نور؟
یک ریویوی خوب دنبال “درست بودن” نیست؛ دنبال “دقیق بودن” است.
سو برداشت از کلمه ی ریویوی خوب نشود، مقصود کاربردی تر هست.
چون در عطر، حقیقت مطلق وجود ندارد.
اما مشاهدهی دقیق وجود دارد.
و میزان کابردی بودن و مفید بودن نویسه اینجا مشخص میشود.
یکی فقط واکنش ثبت میکند.
دیگری تجربه را کالبدشکافی میکند.
از کارهایی که در این رابطه میتوان به مطلوبیت نتیجه اضافه کرد
تست روی دو سطح پارچه و پوست
تست از زاویه ی مخاطب به صورت که روی لباس فرد دیگری در صورت دسترسی و رضایت اسپری شود و اینطوری در ابر شناور رایحه اطراف فرد دیگری قرار میگیرید و یا میتوانید روی یک لباسی که تن خودتان نیست اسپری کنید و تجربه ای مشابه دریافت کنید
اگر چندین عطر برای تست دارید
اگر از قبل عطرهای رو دسته بندی کنید بهتر است
مثلا وتیوری ها را پشت، ذنبقی ها را پشت هم، امبری ها و...
ولی فاصله ی زمانی بین تست ها رعایت شود
اگر عاشقانه این کار رو انجام میدید حتما یادداشت برمیدارید
(مجددا عرض میکنم این مطالب فقط در جهت استفاده در صورت علاقه هست.و به هیچ عنوان تعیین تکلیف نیست.)
گاهی ما نمیدانیم با چه مخلوقی روبرو هستیم، حتی نمیدانیم عطار ما اصلا کانسپتی برای عطر متصور بوده یا فقط مقصود معطری خوش بو رو داشته!یا مقصود خوراک بازاری رو داشته!یا هر چه
گاهی ما خودمان به خاطرات ارتباطش میدیم فضاهایی که فقط ما خیالش رو داریم و در زمان خلق هیچ اثری از این خیالات نبوده.
این رویا پردازی ها مفید هست یا گمراه کننده؟ یه نظر من به قلم هم بستگی دارد که از چه مسیر و کوچه و پس کوچه ای رایحه رو عبور میدهیم.
ارجاعات میتوانند خواننده را از حتی تست عطر منصرف کنند یا علاقه مند تر کنند و ذهن های متفاوت وقتی رایحه رو تست میکنند ممکن است به اون ارجاعات نزدیک هم نشوند و نا امید شوند از فهم رایحه.
که این مسیری شاید درست نباشد، با (ذهن خود) باید رو برو شد با (نمیدانم با چه روبرو خواهم شد).
یک قدم جلو تر:
ترجمه ای متفاوت از تجربه ی بویایی
میتوان به نویسه با مثال هایی به اندازه ی تجربیات و اندوخته ی خودمان هر اندازه که هست، شاخو برگ داد.
ارتباط و شباهت هنر عطر با دیگر هنر ها بسیار مفید هست.
موسیقی؛ چون مثل عطر در زمان خودش را آشکار میکند. شروع، اوج، فرود و پایان دارد. یک عطر هم مثل یک قطعه موسیقی مقدمه، بدنه و پایانبندی دارد.
ادبیات؛ چون هر دو مبتنی بر تداعیاند. گاهی یک عطر مثل یک داستان شخصیتپردازی میکند، روایت میسازد یا حتی جهان خلق میکند.
سینما؛ چون ترکیبی از فضا، نور، حرکت و حس است. بعضی عطرها انگار قاب دارند؛ لوکیشن دارند؛ فصل و رنگ دارند.
نقاشی؛ از جهت بافت، رنگ و ترکیببندی. گاهی میشود یک عطر را مات، براق، تیره، روشن، ضخیم یا آبرنگی توصیف کرد.
و حتی معماری؛ از منظر ساختار. اینکه یک عطر چطور بنا میشود، تعادل اجزا چطور حفظ میشود و وزن هر بخش کجاست.
شاید یکی از راههای بهتر ریویونویسی، همین پل زدن بین عطر و هنرهای دیگر باشد؛ چون گاهی گفتن «بوی رز و عنبر» کمتر از گفتن «مثل آداجیویی غمگین که در پایان گرم و انسانی میشود» فضا میسازد.
البته پیشتر هم عرض کردم خواننده ممکن است اصلا با این نوع نویسه ارتباط نگیرد یا در زمان تست عطر با این نتایج روبرو نشود، و این نوع نوشتن کمی ریسک و احتمالا نقدهایی در ادامه همراه خواهد داشت.
تصویرهایی ساده تر:احتملا خنکای صبح کنار باغچه ی حیاط، شبهای خنک شهریور، آبهای سرد شمالی و یا تصویر خانه ای خنک کاهگلی در گرمای یزد تصاویری شاید تجربی یا خیالی هستند که کمی راحت تر خواننده با ان ارتباط میگیرد.
اما بعد از این عرایضم همه ی اینها سلیقه ای ست.و مشاهدات گویای این هست که بیشتر مخاطبین طرفدار نویسه ای ساده تر و واقع گرایانه تر و خلاصه تر هستند. یکی از کاربران خارجی جایی نوشته بود ما نیامدیم که فلسفه بخوانیم امدیم تا توصیف و تجربه ی عطر را بخوانیم. که این نظر عده ی زیادی از مخاطبین هست در واقع، پس قلم راندن با این روش راه رفتن روی لبه ی تیغ هست. امید که مراقب های لازم رو در این مسیر برنده لحاظ کنید.