سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Maison Martin Margiela Soul Of The Forest - میسون مارتین مارژیلا سول اف د فارست
عطری مردانه - زنانه و جذاب و اغوا کننده می باشد
این عطر در سال 2016 به بازار عرضه شده است .
این عطر با رایحه معتدل در دسته گروه بویایی رایحه های چایپر قابلطبقهبندی است.
از ترکیبات بکار برده شده در این عطر می توان به خزه درخت بلوط ، انگور فرنگی سیاه، فلفل قرمز شیرین ، لابدانیوم، درخت نراد، عصاره درخت افرا، نعناع هندی ، سدر ، روایح دودی اشاره کرد.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | میسون مارتین مارژیلا |
| طبع | معتدل |
| سال عرضه | 2016 |
| گروه بویایی | رایحه های چایپر |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | خزه درخت بلوط ، انگور فرنگی سیاه، فلفل قرمز شیرین |
| اسانس میانی | لابدانیوم، درخت نراد، عصاره درخت افرا |
| اسانس پایه | نعناع هندی ، سدر ، روایح دودی |
پرسه پاییزی ما مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن
شونه به شونه میرفتیم من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیس چشمای من و خیابون
این عطر باید زیر بارون زد بیاد جنگل مه گرفته شمال جنگلی که دست نخورده و بکر مانده هنوز،سکوت محض،و آواز پرندگان،شبنمی که در برگ ها نشسته.لذت از جلوه های بصری و زیبایی و استشمام عمیق از طبیعت و عطری که زدی.
راستش خیلی از عطرها به ما میگویند که رایحه جنگلی دارند، اما این عطر به راستی مثل اسمش روح جنگل،این را میشه با تمام وجود حس کرد. اپنینگ عطر بیشتر شبیه به قدم گذاشتن در مسیری است که تازه باران خورده و مسیر را طراوت خزه ها و برگهای له شده پر کرده. تندی فلفل قرمز شیرین، مثل نسیمی که ناگهان میان درختان میپیچد، با ترشی و شیرینی میکس لطیف و به یادماندنی انگور فرنگی سیاه ترکیب شده تا پل بزند به عمیقترین نقطه جنگل،جایی که درختان بلوط کهنسال با تنپوشی از خزه،داستانهای سربه زیر و پر رمز و راز خود را زمزمه میکنند.در میانه عطر از توصیف یک جنگل معمولی دست میکشد و به شعر حماسی تبدیل میشود. عصاره درخت افرا، مثل صمغی گرم و اندکی شیرین خودش را در آغوش رزینی به نام لابدانیوم میاندازد در حالی که تکه چوبهای تازه تراشیده شده نراد مثل یک آتش کم جان، دود ملایمی از خود بلند کرده. بویی شبیه به آن لحظه که کلبه چوبی قدیمی را در دل جنگل باز میکنی،هنوز بوی خاک پاییزی و تنه درختان بریده شده با رزین های خشکیده در فضا مانده اما از پنجره باز، هوای سرد و مرطوب جنگل میاید.اما جایی که این عطر جان میگیرد و فراموش نشدنی میشود،درای داون آن است. پچولی بیشتر خاکی و چوبی است با سدر به چنان پیوندی میرسد که باورکردنی نیست. بوی خاکستر سرد آتشی که ساعتها پیش خاموش شده اما هنوز عطر دود در لابه لای پوست درختان و برگهای خزان زده خانه میکند. این پایان یک داستان طولانی نیست،شروعی است برای یک خاطره که ساعتها روی پوست باقی میماند، بی آنکه اذیت کند، محو شود یا تکراری به نظر برسد.
شباهتی به روح یک نقاشی از کاسپار داوید فریدریش دارد،جایی که آدمیزاد کوچک در برابر عظمت طبیعت بیکران ایستاده است. این عطر خود طبیعت است در یک فرمول شیمیایی،آنقدر صادق که انگار ریشه دوانده ای و آنقدر رویایی که انگار مال هیچ جای این روزهای شلوغ نیست.
فقط این عطر را در هوای بارانی و نمناک امتحان کنید. در روزهای آفتابی و گرم، خزه بلوط کمی خشک و تلخ میشود. اما وقتی رطوبت هوا بالاست جادو میکند، اون موقع است که میفهمیم چرا اسمش روح جنگل است.نکته جالبتر در مورد درای داون رفتار غیرمنتظره اش با پوستهای مختلف است. روی پوست گرم پچولی بیش از حد سردی نمیکند بلکه به چوب سدر طعمی تقریبا مغزدار و کمی شور میدهد. روی پوست خنک دودی گونه بیشتر خودشان را نشان میدهند.کمتر عطری پیدا میشود که با درجه تغییر دمای بدن دو داستان متفاوت روایت کند.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»