«حملهای علیه خورشید، برای بیرون راندن آن از جهان و خلق تاریکی ابدی»... . حقیقتا جملهای شگفتآور و هولناک است، اما به این دلیل که دوناسین آلفونس فرانسوا، مارکی د ساد، مردی شگفتآور و هولناک بود. مردی که همزمان نقشهای بسیاری را بازی میکرد: نویسنده، انقلابی، فیلسوف و آزادیخواه. او هنجارهای اجتماعی را تحقیر میکرد و طرفدار آزادیهای بیقید و شرط بود. مردی که هر پیشفرضی را درباب عشق، زیبایی و حتی خشونت به چالش میکشید و به ممنوعیتها و تابوهای همگانی بیاعتنا بود. مارکی د ساد میخواست به خورشید حمله کند و جهان را به آتش بکشد، ما را از شرّ عقایدمان رها کند و موانعی را در هم بشکند که مانع از دستیابی ما به خواستهها و امیال خودمان میشوند. ما با او همذاتپنداری میکنیم چراکه امروز سعی داریم دست به همان کارهای او بزنیم.
به همین دلیل هم کمپانی اتات لیبره د اورنج میخواهد از مردی تجلیل کند که همیشه طرفدار افراطگری و مرزشکنی بود. ما مارکی د ساد را به خانواده عطرهای رامنشدنی و شوکآور خودمان دعوت میکنیم. او با خوشحالی پذیرفته است... و البته شاید با کمی هم درد!
اتات لیبره د اورنج و مارکی د ساد؛ پیوندی که انگار در آسمانها بسته شده یا احتمالا در دوزخ! هرچه که باشد، این پیوند برقرار است. این دو در کنار همدیگر بهسوی خورشید هجوم میبرند.
خواندن متنهای ساد واقعا به معنی خطر کردن است، چراکه ناگهان مجبور میشوید با خودتان رویارو شوید و مچ خودتان را پیش خودتان باز کنید! اگر خواستار آنید که به درون قلب و تن بشریت راهی بیابید، پذیرفتن این خطر بینهایت شگفتانگیز خواهد بود؛ چراکه ساد ما را از بندها و زنجیرها میرهاند. و ما را بهسوی تخیل کردن و امیالپردازی میراند، فراسوی همه مرزهایی که چشماندازهای ما را بیش از حد اشباع کردهاند.
«آه ای خدای عزیز! چه بسیار بارها که تا کنون آرزو کردهام توانایی حمله کردن به خورشید را بیابم، خورشید را از آسمان بیرون بکشم و تاریکی ابدی و فراگیری خلق کنم، یا این ستاره عظیم را به کار شعلهور کردن جهان بزنم».
کوئنتین بیش (خالق آمیزه این عطر) میگوید: «در جایگاه یک عطرساز از من پرسیدهاند که چگونه میتوانم نگاهم را به روی ایدههای جدید باز کنم و چیزی فراتر از محدودیتهای خودم را تصور کنم؟ این سوال بسیار شخصی است. شاید گل آفتابی! این گل، یکی از سرچشمههای پارادوکسهای من است و یکی از منطقههای خاکستری من. من همیشه از گل آفتابی دوری کردهام؛ یعنی آن را زیر لایهای غلیظ از وانیل و کهربا پنهان کردهام تا اینگونه از آن فرار کرده باشم. به همین دلیل خودم را وادار کردم که با فرمولاسیون رادیکال و عجیبی رویارو شوم: پُر از نت گل آفتابی در همه سویههای ممکن آن! خطاب به مارکی د ساد میگویم که مارکی عزیزم! این عطر تقدیم به خورشیدهای تو و همه آتشفشانهای ما!
| برند | اتات لیبره د اورنج |
| عطار | کوئنتین بیش |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2016 |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | لابدانیوم |
این عطر هم برادر Tilia میتونه باشه
اما اینجا خبری از شکوفه لیمو و همراهی یاس نیست
حتی خبری از اون فلز نقره ای تمیز و براق نیست
خبری هم از تغییر هویت زنانه به مردانه نیست
دشت سبز باران زده ی شرجی و آفتابی قبل از ظهر
و مملو از گل های زرد و هوای پاک بهاری رو تصور کنید
که از لحظه اسپری
شاهد انفجار یک رایحه زرد و خیس نا آشنا میشیم
که بلافاصله بعد از اولین عقب نشینی ،
روایح پودری ورود میکنن تا مسئولیت کاهش رطوبت عطر رو به عهده بگیرن
از این جنبه یک پارادوکس واضح در عطر برقراره
پارادوکس رایحه ی خیس و پودری
ما از روایح پودری انتظار پس زمینه ای خشک یا مخملی داریم
و از روایح خیس "عموما" انتظار پس زمینه ای دریایی و سیتروسی
اما در اینجا ، دو قطبِ نیازمند به پس زمینه
کودتایی برنامه ریزی شده رو تدارک دیدن
تا به ماهیت " متکی بودن " پشت کنن !
و حالا هردو ساختار به صورت مستقل در کنار هم قرار گرفتن
این بخش از عطر به عقیده من کاملا شخصیت
Hate or love
میتونه داشته باشه !
بعد از این پارادوکس عجیب ،
آکیگالاوود به عطر تزریق میشه و حالا:
یک گل زردِ له شده ی خیس و پودری و فلزی داریم ...
این ساختار شکنی های پی در پی
قاعدتا رای مثبتی رو از عمده جامعه دریافت نمیکنه
پرفورمنس کار فارغ از ساختار معتدل عطر قابل قبول هستش .
تقریبا هر چهار فصل پوشیدنیه
ولی اینکه بعد از پوشیدنش آیا بازخورد مثبت میبینید ؟
کاملا به طرف مقابل بستگی داره !
ممنون از توجه شما -