نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Bentley for Men
لینک به نظر 1 شهریور 1401 تشکر پاسخ به محمد ا...
آقا محمد عزیز دیگر بار سلام
بله . متاسفانه من هم در همان توضیحات نخستین شما متوجه شدم که عطرتون فیک هست .
اما این باعث خوشحالی ست نه ناراحتی !
اولا برای همه ی ما بدون هیچ استثناء اتفاق افتاده که عطری فیک را ناخواسته خریده ایم . شاید حتی نه یک بار که چندین بار !
برای برخی اتفاق نیفتاده تا کنون ؟
عجله نکنید ! خواهد افتاد با کمال تاسف !
برای خودم با این همه سال تجربه و بدبینی ای که درین خصوص دارم و با ذره بین به سراغ خرید عطر میروم ( !! ) هم یک بار انفاق افتاد !
در طالع همه مان هست :) نوبتی ست :)
اما خوشحالی اش ازین بابت است که وقتی شخصا تجربه اش میکنیم ، این خطر را نزدیکتر به خود میبینیم و متوجه دقت حضرات فیک ساز میشویم و من بعد دقت بیشتر میکنیم ایضا قدر فروشندگان منصف را بیشتر میبینیم .
برای خرید ، پرداخت پول به عهده ی ماست و تحویل جنس اصیل و با کیفیت با قیمت منصفانه به عهده ی فروشندگان .
خدای بزرگ ضرر ما را عینا و حتما جبران میکند ( اگر ما خود تقلب کار نباشیم در زندگی ) نیز همه میدانیم اینگونه درآمدهای ایشان کجا خرج میشود !
بنابرین مطمئن باش ما متضرر نمیشویم بلکه کسب تجربه نیز کرده ایم و هوشیارانه تر خرید خواهیم کرد پس از آن .
انشاله قسمت هر انسان اصیلی ، اجناس اصل باشد که لیاقت اش را دارند و آنچه هم اتفاق می افتد درون اش خیر هست .
من حاضر ام همه ی عمر ام عطر تقلبی بخرم اما آدم تقلبی به چشم نبینم که متاسفانه همه ی ما اینروزها دیده ایم به چشم و روزگارمان را فیک کرده اند :(
و انشاله که شاد باشند همه ی معطرین
در انتها بگذار خاطره اش را که چندین سال پیش اتفاق افتاد تعریف کنم :)
رفتم سراغ فروشنده و گفتم آقا عطر شما تقلبی بوده است . ابتدا که منکر شد و میگفت این نبوده !! در انتها گفت : دیگر باز شده ، باید دقت میکردید !
در دل گفتم : آهان ! پس اینچنین است . عجب قالتاقی هستی تو !
و من علاقه ی بسیاری به جزاندن اینگونه افراد دارم :) فکری به ذهن ام رسید و گفتم : بله . حق با شماست ! شما که تقصیری ندارید و خداحافظ . مدتی قبل اش به یکی از دوستانم سه تراول صد تومانی ی تقلبی داده بودند که در جمع دوستان متعجب بودیم از کیفیت اش . رفتم و آنها را گرفتم و دوباره رفتم خرید . اینقدر نشستم در ماشین تا مغازه شلوغ شود . اینبار عطر گرانتر دیگری خریدم و حساب کردم ! مدتی بعد دوباره رفتم ، گفت قربان تراول ها را برده ایم بانک و تقلبی بوده و سوراخ اش کرده اند . لطفا عوض کنید . گفتم اینها که مال من نبوده ! ضمنا مگر شما عطرتان را عوض کردید ؟؟ باید دقت میکردید ! گفت زنگ میزنم به پلیس ! گفتم من هم زنگ میزنم به رئیس اتحادیه ! نصف عطرهای شما تقلبی ست ! شما نمیتوانی ثابت کنی اما من میتوانم ! ساکت شد . مدتی بعد گفتم بزنیم زنگ ها را ؟؟ گفت برو آقا :) گفتم نوش جان ات و آمدم بیرون !
انشاله هیچکدام با آدم های تقلبی و متقلب روبرو نشویم .
شاد باشید انشاله
39 تشکر شده توسط : Jamal nazemi عباس بهرامی
Haltane
لینک به نظر 1 شهریور 1401 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
ارژنگ عزیزم سلام
بله ! دیده ای :)
احتمالا شیطان یک شیشه ازین عطر خریده و نمیخواهد هیچ کس در ارتباط با آن حرفی بزند :)
تا ببینی چه خبر بوده است در آن کاخ مذکور !
گویا ایشان خاطرات زیادی از آن کاخ داشته است :)
شاد باد محفل دوستان انشاله
13 تشکر شده توسط : عباس بهرامی رضا یگانه
Haltane
لینک به نظر 31 مرداد 1401 تشکر پاسخ به محسن
من ِ کوچکترین هم نظر خودم رو بگم درین باره :)
با نظر دوست عزیزم جناب محسن ، نیز نکته ی اشاره شده ی سرکار خانم ملودی موافق ام .
برخی نظرات چیزی به جمع ما اضافه میکند و برخی کم میکند از ما !
بارها شده که دوستان ام مطالب مطروحه ی این حقیر را به تکرار منتشر کرده اند . این مرا ناراحت که نمیکند بلکه به عکس خوشحال میکند مرا که مطلب و تجربه ام مقبول بوده و به درد خورده است .
نه اینکه جناب داداشی ی عزیز و محترم ما قصد بدی داشته است اما من به این فکر میکنم که جناب شوشتری ی مهربان و کاربلد ما چه نیاز است که بخواهد مطالب کسی را کپی " به قصد بد " کند . هر تازه واردی که نشناسد ایشان را زمانی که به صفحه اش رجوع کند متوجه تسلط ایشان به هنر عطر و ریویو آن خواهد شد .
بر فرض که این اتفاق صورت گرفته باشد
میتوانیم از دو دیدگاه به آن نگاه کنیم :
اول : این مطلب ، منتشر شده تا دانشی به معلومات ما بیفزاید .
دوم : منتشر شده تا همه بدانند منتشر کننده تواناست .
غیر ازین دو نمیتواند باشد که ما دستمزدی که دریافت نمیکنیم بماند ، هزینه هم میکنیم !
از نظر من حتی نیاز نیست خوشبینی را ملاک قضاوت قرار دهیم ، جناب شوشتری نیازی ندارد که خود را بشناساند به جمع ما . او شناخته شده است و منظورشان از اینکه فرمودند : مدتی در سایت باشید تا اطرافیان را بشناسید همین بوده است .
جناب داداشی ی عزیز ما ، سلام گرم و احترام من تقدیم به شما ، در این که شما مسلط اید به این دانش من شکی ندارم که هویداست از نظراتتان لیک کمی مهربان تر و با گذشت تر باشیم با همدیگر تا این روزگار سخت شیرین تر و خوش بو تر بگذرد بر ما .
میدانم که میدانید همه ی ما به قصد خیر و جهت پراکنده کردن عطر خوش اینجاییم و بابت اش متقبل هزینه هم میشویم .
هر دوی شما و ایضا تک تک دوستان ما از ستون های این خانه اید و اگر خدای ناکرده ستونی مخدوش شود سقف بر سر ما ساکنین خواهد ریخت !
همه ی ما در سایه ی یک سقف واحد نشسته ایم و دقیقا به همین دلیل است که این حقیر سراپا تقصیر این عرایض را معروض کرد :)
ما که ، معطر هستیم ! خوشبین و خندان هم که باشیم دیگر نور الی نور میشود :)
عطر لبخند همین عطر تقدیم شما !
ما که این کاخ مذکور را ندیده ایم ، حداقل عطرش را بشنویم :)
40 تشکر شده توسط : Amir مهران میرزایی
Pegasus
لینک به نظر 31 مرداد 1401 تشکر پاسخ به رضا عطردوست
دوست عزیزم رضای گرامی
سلام
قبلا و تا کنون دو بار بصورت مفصل و کامل در این خصوص ، عرایض و تجاربی را خدمت همگی ی دوستان تقدیم کرده ام .
منظور مبحث چگونگی ی نگهداری ی عطرها و دیگر تغییرات آنها در طی گذشت سالهاست .
اتفاقا یکی از سرفصل های معروضه ، همین نکته ی فرموده ی شماست که کاملا درست فرموده اید

از پرفورمنس عطری رضایت ندارید ؟
شیشه به سه چهارم یا نیم که رسید ، بردارید !
تحت شرایط درست که همگی با آنها آشنائید .
حداقل یک سال صبر کنید ( بیشتر ، بهتر )
سپس دوباره تست کنید !
و متعجب شوید :)
در برخی موارد استثنا ، کاهش بسیار جزیی در ماندگاری خواهید داشت ( نادر و به میزان کم )
اما پخش چندین پله بالاتر خواهد رفت !
این را بارها و بارها در طول این سالیان دراز آزموده ام .
اما ماندگاری ی کدام عطرها جزء استثنا هست و کمتر میشود ؟ و چرا ؟
دو علت دارد که فردا عرض خواهم کرد :)
البته اساتیدمان بخوبی میدانند .
ارادت های بسیار خدمت همه ی دوستان ام
19 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
عزیز من اید جناب محمد نازنین
سلام
عرض میشه تغییر رنگ بیشتر در ادکلن های اسانس محور اتفاق می افتد در طول گذشت زمان . یعنی شرکت هایی که اسانس میخرند و پروسه ی رقیق سازی را انجام میدهند ، عطرهای آنان با گذشت زمان ، غلیظ تر شده و رنگ آنها هر چه باشد پر رنگ تر خواهد شد . این اتفاق زمانی شدیدتر میشود که مقداری از عطر در شیشه باقی مانده باشد . یعنی هر چه مقدار عطر کمتر باشد ( و هوای درون شیشه بیشتر ) و زمان طولانی تر ، عطر باقیمانده پر رنگ تر و غلیظ تر میشود . این از این .
و اما عطر بنتلی فورمن شما نباید خیلی تند و تیز باشد . اتفاقا بنتلی فورمن عطری ملایم و دلنشین است .
برای بینی ی شما باید ترتیب اش اینگونه باشد :
اول باید بوی مرکبات خصوص ترنج و کمی ادویه خصوص فلفل احساس شود .
سپس باید بوی دارچین بدهد اما نه شدید . ملایم . بعد باید بوی چرم را با دارچینی ضعیف تشخیص بدی با اندکی سدر که نعناع هندی کمی پررنگ اش کرده است .
این فضای آماتوری ی عطر باید باشد .
عطر ات باید شاداب باشد نه مکدر و خف . خصوص در ابتدا . و نت ها باید شفاف باشند نه چرک و کثیف . باید بتوانی به راحتی تشخیص دهی آنها را . در غیر اینصورت ها ، یا اگر بوهای دیگری ازین عطر استشمام کردی ، به اصیل بودن آن شک کن . اگر شیشه و جعبه ی عطرت اصل باشد و مجدد پر شده باشد ، بچ کد درست است و در سایت های اصالت عطر ، جواب میدهد . در اینصورت دو راه باقی میماند :
قیاس با عطر اصلی ی دیگر از همه نظر .
توجه بر رایحه .
تنها کسی که عطر اصیل خود را میفروشد کسی ست که بلاندبای کرده باشد و رایحه را نپسندد . در غیر اینصورت باید به اصالت عطر شک کرد .
و اما پاسخ پرسش دوم :
همه ی عطرها بازخورد دارند .
بازخورد گیری یک علم است و اکتسابی ست .
ضمنا هر عطر ، همسلیقه های خود را میجوید و پس از یافتن بازخورد میگیرد .
و دیگر :
رافائل از معدود و انگشت شمار عطرهای ژکساف است که من پسندیده ام و دوستش دارم .
عطری تنباکویی ست . از خانواده ی هرود مارلی و اسپایس بمب هاست . مناسب زمستان است .
خاص است بین همه ی دیگر محصولات اش . در زمستان با پوشاک رسمی و نیمه رسمی و با رنگ های طیف قهوه ای بازخورد میگیرد . خصوص اگر کت چرم یا فوتر کوبیده یا ماهوت باشد . این دست پوشاک با این خانواده ی عطر ، بدون هیچ شک چنان ست میشود که بازخورد گیرد .
فانتوم را یادم نیست چه رایحه ای داشت اما اگر چیز دندان گیری بود حتما در ذهن ام میماند :)
باید نگاه کنم ولی حدس میزنم بهتر از رافائل نباشد . اگر عمری بود متعاقبا عرض خواهم کرد .
ضمنا ویکتور از خانواده ی آکوا بولگاری ست و مهمترین خصیصه ی آن پخش بسیار خوب آن است که مقام اول است در کل محصولات این شرکت .
البته سه چهار سالی میشود که ازین برند و محصولات اش بی خبر ام و سری ای که یکجا خریدم مربوط به تولیدات اول این شرکت است . شنیدم که جدیدا رقیق تر شده اند و به طبع آن عمرشان کوتاه میشود لیک پخش نباید خیلی تغییر کرده باشد .
انشاله موفق باشی جوان رعنا
اگر باز کمکی نیاز بود در خدمت ام .
27 تشکر شده توسط : علی محمد امین مقیمی زند
چه فضاسازی ی زیبایی !
زنده باد سرکار خانم مونا . مرا یاد خاطره ای انداختید . چندین سال پیش که در سدهای سیاه بیشه سرپرست تونلهای دوقلوی آبرسان بین دو سد بالا و پایین بودم همراه عده ای از مهندسین سه ماشین شدیم و از جاده ی چالوس رفتیم چالوس و نوشهر برای انجام کاری . برگشتن از مسیر جاده ی عباس آباد برگشتیم که بیائیم کلاردشت و سپس سد . در خود ِ سدها امکانات عالی و ویژه ای برای تفریح و تفرج مهندسین قرار داشت لیک من طبیعت بکر و تفریحات ناسالم ( ! ) را دوست تر داشتم و دارم و کمتر میرفتم .
برای اولین بار بود که جنگلهای عباس آباد را که جاده از وسط آن عبور میکرد میدیدم . ظهر بود اما جنگل تاریک بود از بلندای درختان . مه بود .
صدای آن پرندگان که در فیلمهای جنگل آمازون دیده بودم شنیده میشد ( او او آ آ !! ) . اتفاقا عطری جنگلی و سبز از دیور ( قدیمی ) میپوشیدم آن ماموریت .
زدم کنار . به دوستانی که در ماشین ام بودند گفتم یک جوری خودتان را جا کنید در دو ماشین دیگر . من نخواهم آمد ! امروز و امشب را در جنگل میمانم . مرغ و ذغال و مخلفات هم خریده بودیم چون بنا بود میهمان بیاید . دوستان گفتند مگر نگفتی دکتر ( رئیس شرکت ) و همراهان می آیند ؟ گفتم مرخصی رد کنید . شربت هم داشتم در ماشین . ایضا مخلفات سور و سات !
هرچه گفتند ، گفتم رئیس جمهور هم بیاید من امشب اینجایم ! یکی از دوستان خوش ذوق پیش ام ماند . غروب نیز دو ماشین از دوستان ملحق شدند . نمیگذارند که ! میخواهند سر در بیاورند که چه خبر است :)
چنان لذتی بردم آن روز و آن شب که فراموش ام نمیشود . من جنگل را از دریا دوست تر دارم . از همه ی مکان ها !
چه فکرها که نکردم آن شب ! از انسانهای نخستین تا تکنولوژی و شهر نشینی و جدایی ی ما از طبیعت و از ضمیر و فطرت هایمان !
خستگی ی همه ی عمر ، آن شب به در رفت از روح ام . واقعا طبیعت ، غذای روح است .
خصوص ما ایرانیان که ژن هامان اینگونه تعریف شده است !
یک جانور که فکر کنم نوعی خرس بود هم آمد که بخورد ما را گفتم بد موقع آمدی ، اکنون گوشتمان تلخ شده ست ، فردا بیا :) بجای ما کلی مرغ خورد !
کاش فضایی که در ذهن و رویا ساختید ، روزی برایمان خاطره شود . روز و شب زیبایی خواهد بود در کنار یکدیگر و در کنار روایح ، به گفت و گو و تجربه ی زیبایی ها !
ارادت های زیاد خدمت شما و دیگر همه ی دوستان زیبایی دوست ام .
30 تشکر شده توسط : هاشم پور مروت
سرکار خانم فاطیمای عزیز سلام
ارادت های زیاد
نمیدانم این برند چرا اینقدر شیشه های اجق وجق و عجیب و غریب میسازد :)
آب پاش آرایشگاه و شیشه نوشابه و درب پستانکی و ...!
درب اش مرا به یاد پستانکی انداخت که تا سه سالگی میجویدم :)
در تمام عکس هایم پستانک دور گردن ام است :)
مادرم میگفت یک نیمه شب انداختیم در دستشویی تا دیگر فراموش کنی ! میگفت آنقدر گریه کردی تا عاقبت دوباره از دستشویی در آوردیم و شسته و ضد عفونی کردیم و گفتیم بفرما نوش جان ات :))
ادکلن بچگی های من بوده !
هنوز اولین لباسی را که به تن کرده ام ، دارم . بوی نوزاد میدهد :) برخی اوقات تماشایش میکنم و حسی عجیب را تجربه میکنم . دنیا واقعا عجیب است !
19 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Maxxine
Presidente
لینک به نظر 27 مرداد 1401 تشکر پاسخ به Eng. Mohsen
جناب محسن عزیز سلام
از عطرهای اماراتی ( اجمل و رساسی ) دستریز ندارم مگر تعدادی کم . اما تعدادی از عطرهای این دو برند را دارم . اجمل از دید من موفق تر است . خصوص فعالیت صاحب برند ( مرحوم علی اجمل که هندی بود ) و پسرش نظیر .
نظیر اجمل عطار خوبی ست . ایده از برندهای صاحب نام و عطاران خلاق نامی ی دنیا میگیرد لیک کپی سازی به معنای عینی نمیکند . همیشه سعی کرده ماهیت خصوصی ی کارهای خود را حفظ کند . نظیر میسازد نه معین :)
این عطر را دوست داشتم . خصوص دو چیز اش :
ماهیت دودی اش ، ویژه دودی ای که گرم نیست .
دوم آن برگها و گیاهان خشک شده اش را که ابداعی خلاقانه و زیبا بود .
این مدل ِ اولیه ی فور من اش از مدل دومی ی پور اوم اش قویتر است در پرفورمنس و در رایحه زیباتر است به سلیقه ی من .
هیچ کدام را ندارم . نه باتل و نه دستریز . اما سالها پیش اولی را تست کرده ام و چند سال پیش دومی را .
آن موقع با دید تشابه به رایحه نگاه نکردم . هیچ گاه این کار را نمیکنم . هیچ دو عطری عینا شبیه هم نیستند حتی یک نت ، رایحه را متفاوت میکند . هر گل بوی خود را دارد و این چیزیست که من به آن توجه میکنم .
ممکن است یک رایحه ی همه گیر را دوست نداشته باشید لیک بقول عامیانه ، مشابه اش را چرا !
بارها این مورد برای همه ی ما پیش آمده و همین ادله ی این است که شبیه ترین ها هم متفاوت اند .
و درست به همین دلیل فلنکرها ساخته میشوند !
و به دلیل مهمتر که همانا مسائل اقتصادی ست :)
ولی یک چیز برای خودم ، شخصا جالب است !
و آن اینکه میگویند فلنکرها همیشه به دلیل عیب جویی از رایحه و رفع آنها و توجه به سلائق خاص از همان رایحه و پس از مشاوره های بسیار به جهت حصول رایحه ی بهتر ، زیباتر و کامل تر صورت میگیرد ، حال اینکه سلیقه ی شخصی ی من همیشه نسخ مادر را دوست تر دارد و به یاد ندارم برای من ، فلنکری گوی سبقت را از نسخه ی مادر ربوده باشد :)
اگر هم استثنایی بوده الان به یاد ندارم .
به نظرم قسمت عمده اش داستان کسب سود بیشتر است :)
خلاصه که رایحه ی این عطر زیبا را با یاد ندارم که شبیه به کدام عطر بوده .
اما همیشه هم عطاران آسیایی از دست اروپایی ها تقلید نمیکنند ، در برخی موارد حتی معکوس بوده است ! داستان تاریخ هنر عطاری و مهد آن که بماند !
خصوص نت های شرقی که گوالتیری میگفت :
هر عطاری که تازه نام میجوید ، بقیه میگویند : تا ببینیم با شرقی چه میکند ! سپس قضاوت خواهیم کرد !
عطرهای اجمل دوستداشتنی هستند و تولیدات اخیر این شرکت حرفه ای اند و حرفها در این هنر دارند در بخش نت محوران .
لازم است ذکر شود فروش این دو برند در غرب بالاترین است و بسیاری از غربی ها تنها مشتریان عطرهای آسیایی اند و اینها را " عطر " مینامند !
حیف که بسیاری از تولیدات ایشان در ایران نیست و بدلیل سلیقه ی خاص ایرانیان ، تجار این حرفه ، گزیده وارد میکنند .
شما پرسش کوتاهی فرمودید و من طبق معمول پرحرفی کردم :) عذر از شما و دوستان .
موفق باشید انشاله و عطرها و نت های آسیایی را بیشتر و بهتر بشناسیم که صاحبان مفتخر ایشانیم .
22 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Soroush soltani
جناب جاویدان عزیز و جوان
سلام
علت اش عمق هست دوست عزیزم . عمیق میشوند .
و علت مهمتر این است که نت ها در کنار هم آکوردهای جدید میسازند که نتیجه ی آن ، حس عمیق و رایحه ی جدیدی ست که قبلا مخاطبین با آن روبرو نبوده اند و تجربه اش نکرده اند .
و این کار سخت ترین است و از هر عطاری ساخته نیست !
هر چه پرتعداد تر باشند ، پیچیده تر شده و ریسکِ پذیرفته شدن آن از سوی مخاطبین سخت تر میشود .
زحمت و تحقیق زیادی میبرد ادغام آنها و کشف آکوردهای جدید ِ این ادغام .
اما اگر درست از آب در بیاید ، نتیجه اش ماندگارترین میشود در اذهان مخاطبین و مانا خواهند بود و هرگز نمیمیرند در خاطره های ما !
مثل همین عطر که زحمت زیاد برد اما از مانا ترین ها شد .
عطر شلوغ هم داریم که شلوغی اش ، سرگیجه آور است !
و این ، تفاوت عطاران خبره و تازه کار است .
امروزه میبینیم که عطاران ریسک کمتری میکنند و سعی بر آن دارند با کمترین تعداد نت و به طبع آن ، کمترین هزینه ، پرسود ترین عطرها را در کوتاه ترین زمان خلق کنند .
برخی اوقات ، یک عطار چیره دست و پرتجربه ، یک دنیا را درون یک شیشه میریزد و این اکسیر را تقدیم مخاطبانش میکند !
یک دنیا ، یک اکسیر بی همتا ، درون یک شیشه !
که ما را غرق در دریایی میکند که دوست نداریم ساحل اش را تجربه کنیم ، دوست نداریم از این خلسه خارج شویم !
این دنیای ما عطربازان است !
پرلذت باشیم انشاله همه ی ما .
35 تشکر شده توسط : حامد عباس بهرامی
سرکار خانم مونای نازنین
سلام و عرض احترام
این چند روزه ، لذتبخش ترین مطالعات و گشت و گذار من در این خانه ی معطر ، میهمانی ی شما بود که همه ی ما را به شنیدن این داستانهای زیبای پرتره ها دعوت و میهمان کردید . سپاسگزارم .
خصوص این جناب قوچ ِزاده ی آوریل !
شنیدن داستان لذت بخش است و از آن بهتر برای ما عطردوستان ، شنیدن داستانهای عطرهاست !
که بر ما لذت مضاعف دارد .
دست مریزاد و سپاس بابت این زحمت که بر ما شیرین و رحمت زاست .
آنچنان که این عطرباز تنبل را وادار کرد دستریزها را بیابد و دوباره مرور کند ایشان را با تجسم روایت های نازنین شما :)
و لذتها بردم از این مکاشفه ی جدید الفرمول !
و این بار با عینک شما و از زاویه ی دید شما دیدم و بوییدم ایشان را !
تشکر میکنم از روای ی این روایات زیبا و انتظار میکشم شنیدن و بوییدن ِمابقی را :)
زنده باد
21 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 Tina

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan