نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Megamare
لینک به نظر 2 تیر 1401 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
ارژنگ عزیزم سلام و فدای دل بزرگ شما
البته که همیشه در خدمت هستم هرچند حضور حقیر خیلی اهمیت ندارد و نقش چندانی بازی نمیکند .
دوستان پیر تجربه ، کاربلد و بزرگواری چون خودت ، شوشتری ، دپر ، حامد قضوی ، سرافرازی ، سپهر ، علیرضا ، ایرج و دیگر دوستان سرد و گرم چشیده درین خانه حاضر اند تا این خیل جوانان هنرمند و هنردوست را پشتیبانی ، راهنمایی و پاسخگویی کنند .
میبینی ! خداراشکر امروز این هنر را تعدادی پیر و ده ها جوان اندیشمند و هنرمند پشتیبانی میکنند .
همین ده ها جوان رعنای این خانه اساتید فردای هنر عطاری در ایرانمان خواهند بود . و چه خوب !
به همین دلیل بیست سال دیگر ، ایران حرفها خواهد داشت در این هنر در جهان بواسطه ی حضور این جوانان .
شرایط امروز ایشان با آن سالهای ما زمین تا آسمان توفیر دارد و زمانی که به سن ما برسند به هیچ عنوان با الان ِ ما قابل قیاس نیستند از دانش و تجربه .
اگر نام موسفیدی جاماند بگزارید به حساب فراموشکاری .
و از خانمها نام نبردم زیرا ما در عطرافشان حانم موسفیدی نداریم :)
هفت خانم جوان ، کاربلد و راهنمای این خانه را همه میشناسیم که ستون های این خانه اند .
موردی اتفاق افتاد که کمی باعث بی انگیزگی من شد هرچند اهمیت چندانی ندارد لیک باعث شد کمتر حاضر باشم اما تنها مرگ مرا از همه ی شما جدا خواهد کرد .
غرور هماره مخرب بوده ، هست و خواهد بود .
یادمان نرود آنچه داریم لطف و هدیه ی خداست و نه توان ما ، و به همان راحتی که داده میتواند بازپس گیرد !
هیچ منی از من ِ خدا بزرگتر و بالاتر نیست .
بر ما که معلوم نیست دم ِ ما بازدم خواهد شد یا خیر !
با اینکه بود و نبودم تاثیری در سواد جمع ندارد اما با اجازه ی شما و همه ی دوستان هستم تا من هم از جمع بیاموزم که معترف ام جمع عطرافشان در ارتقاء سوادم بسیار پر تاثیر بوده است و ازین باب از خدا ، عطرافشان و تک تک همه ی شما دوستان سپاسگزارم .
این خانه و اعضای پر مهر اش پایدار انشاله .
به امید روزهای خوب
25 تشکر شده توسط : عباس بهرامی مهدی مددی
Megamare
لینک به نظر 2 تیر 1401 تشکر پاسخ به علی رشوند
دوست عزیزم جناب رشوند .
و دیگر همه ی دوستان عزیزم که با تشکر از پیام ایشان مرا ملطوف خویش ساختند .
سپاسگزارم .
هرچند مدتی ست از سفر پدر گذشته است لیک حس اش برخی اوقات بر من تازه میشود !
حس غریبی ست !
هیچ مدروک نیست مگر بر کسی که تجربه اش کرده !
مهم نیست پدر شخص خوب بوده یا بد ، دوست بوده یا دشمن ، دور است یا نزدیک ، کنار شماست یا آنطرف دنیا زندگی میکند !
وقتی سفر میکند حسی عجیب و غریب را شخص تجربه میکند !
انگار که بی کس شده است ! انگار که پشتیبانی مهم را از دست داده ! انگار دیگر تکیه گاهی نیست ! حتی اگر در طول زندگی اش گامی برای شخص بر نداشته باشد !
غریب میشود ، تنها میشود ، غمگین میشود .
و این ربطی به حضورش ندارد حتی !
یکی از نزدیکترین دوستان من و همبازی ی دوران کودکی پدرش رئیس ساواک کرمانشاه بود .
همبازی بودیم چون پدر من هم نظامی بود و رئیس حوزه ی نظام وظیفه . همسایه هم بودیم .
بعد از انقلاب که ما کودک بودیم غیب شد !
یکی میگفت کشته شده یکی میگفت خارج است یکی میگفت دستگیر شده لیک چون مسئولیتی خاص داشته نمیگویند که زندان است .
خلاصه هر کس چیزی میگفت . هیچکس حتی مادر دوستم خبر نداشت که چه شده و کجاست .
باور کرده بودند که مرده است چون دوستان اش از امریکا تماس گرفته بودند و گفته بودند فلانی با ما نیامد و میگفت ایران را دوست دارم و نخواهم رفت !
تا سال ۷۹ که ما دیگر جوان بودیم .
مردی آمد و گفت پدرت همه ی این سالها در مشهد زندگی میکرده با اسم و مشخصات دیگر .
و اکنون مرده است و تو باید بیایی و شناسایی و دفن و هم ارثی را که گذاشته مالک شوی !
و او که اصلا پدرش را به یاد نداشت و از چهار سالگی تنها با عکسهای او سر کرده بود چنان ناراحت و غمگین بود که گویی همه ی عمرش را در کنار او گذرانده بود و گفت حس عجیبی دارم ازین اتفاق و همین حس را بازگو کرد .
این وابستگی ها قوانینی فرای قوانین ما انسان ها دارند !
تعریفشان سخت است و در کلام نمیگنجد !
دوستانی که تجربه اش کرده اند درک میکنند که چه میگویم ! همچون نعمتی خاص که دریغ میشود .
خلاصه که داستانی ست .
برخی اوقات گویی هنوز هستند و حاضر اند !
انشاله آنهایی که حاضر اند به شادی باشند و آنها که رفته اند به آرامش و مغفرت به یاری ی خدا .
سپاس بسیار و عرض ارادت
23 تشکر شده توسط : عباس بهرامی مهدی مددی
Megamare
لینک به نظر 1 تیر 1401 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
ارادت بسیار جناب شوشتری
فدای دلهای تنگ دوستی
که تنها همین دوستی هاست که هر روزه اعضاء را وادار به حضور میکند
ورنه عطر هیچ توضیح نمیپذیرد مگر تست
که یک عطر واحد را هزاران نفر به هزاران گونه ی متفاوت و متضاد تفسیر میکنند
که هر کس سلیقه ی منحصر بفرد خود دارد
اینروزها تنها حوصله ی بی حوصلگی دارم :)
اما عطر همیشه با من است !
چیزی به دوستی امانت دادم دوستش پرسیده بود این چرا اینقدر بوی عطر میدهد !
دوستم گفته بود فلانی زندگی اش لابلای عطر است ، خودش و آنچه دارد معطر است !
همسایگان میگویند تابستان را دوست داریم چون کولر فلانی که روشن میشود از لای درب منزل بوی عطر پراکنده میشود و ازین باب بلوک ما معطرترین است :)
هر جا میروم میگویند به به چه بوی عطری می آید
اما
این روزها روزهای خوبی نیست برای من
کم غصه نمیخورم
دیگر خودم از عطر لذت نمیبرم !!!
بر حسب عادت عطر میزنم
و این اولین بار است در تمام طول زندگی ام
که حتی عطر هم دیگر چاره ساز نیست
دیگر عطرها مرا به بهشت نمیبرند !
متاسف ام که این اخبار میدهم ، که هماره خوش خبر بودم
این چند روز چند شیشه عطر ساختم
عکسشان را تقدیم خواهم کرد
لیک خوشحالم نکردند برخلاف همیشه
امروز به دوستی گفتم کرونا آمد و رفت و حیف !
حتی یک روز ماسک نزدم بلکه نامه ی آزادی ام ممهور شود
بیش از همه کرونا گرفتم و کمتر از همه مشکل داشتم !
پدرم گفت کرونا آمد ! من خواهم گرفت و خواهم رفت !
خوشا بحال اش
ظهر سرحال بود شب تب کرد و صبح رفت !!
به همین راحتی که عرض کردم .
امید داشتم که ملطوف این لطف شوم ، نشد !
میگویند قبل از تولد ، هر کس خود محل تولد ِ( سرزمین ) خود را انتخاب میکند !
چه کلاهی بر سر ما رفت :)
آنسال که نگاه کردیم ( ۵۳ ) ایران بهترین و پر افتخار ترین بود !
کاش ما هم چون اجنه بر زمان پیش و پس سوار بودیم تا این اشتباه نکنیم :)
چه سرانجامی پیدا کردیم ما بهترین مردم جهان !
چه عاقبتی داشتیم ما خداپرستان هفت هزار ساله !
از غصه مردیم !
عطر بر من چون شراب ناب بود ، که هر غمی را به شادی تبدیل میکرد لیک دیگر تاثیر ندارد !
دیشب هر چه عطربازی کردم افاقه نکرد ، رفتم سراغ لودانوی پدربزرگ !
آن عطر را خوردم و پس از مدتها سری به بهشت زدم جای شما و دوستان خالی .
اما چه فایده ؟؟
صبح که بیدار شدم دیدم دوباره در همان جهنمی ام که بوده و هست !
مفری نیست گویا از عذاب
و کاش بدانیم به کدامین گناه مستوجب عذابیم
ما جماعت عطرباز که جز عطرپراکنی و مهرافشانی چیزی نیاموخته ایم !
ما نمیتوانیم کلاه کسی برداریم که ژنتیکمان چنین است که بوی خوش همراه لبخند به دیگران هدیه دهیم
درد دل زیاد شد !
ببخشید دوستان
بگذارید به حساب غیبت این چند روزه ام
خلاصه که حال خوب نیست
عطرها هم خاصیت اکسیر خویش از کف داده اند
برای من البته
انشاله که شما شاد باشید
که بعید است از لطیف دوستان و لطافت پیشگان !
به امید نگاه خدا
27 تشکر شده توسط : ونوس عباس بهرامی
Megamare
لینک به نظر 1 تیر 1401 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
جناب شوشتری سلام
بله
ایرج از بهترین هاست و همیشه هم همینگونه بوده است
ناله کردن و کوبیدن یک عطر که کاری ندارد !
یک جمله برایش کفایت دارد !
پیدا کردن رازهای نهفته در عطر کار هر نویسنده ای نیست
کار بلد خود را میطلبد .
البته جناب محبی منظور نیست که ایشان درست گفته اند لیک قیاسشان اشتباه بوده است .
بوی عطر یک چیز است ، فلسفه اش چیزی و داستان اش چیزی دیگر .
این سه میتوانند کاملا به هم نامربوط باشند .
به هر حال چیزی که خیلی ساده قابل فهم است این است :
ما از عطاران بزرگ دنیا بیشتر نمیدانیم در مقوله ی عطر
و دانستن این دانش زیادی نمیخواهد !
درود بر جناب شوشتری
بر ایرج گل
و همه ی عطر دوستان دانا
با ارادت
17 تشکر شده توسط : عباس بهرامی امیر محمدی
علیرضای عزیز سلام
من سه نسخه ی ۲۰۰۹ ، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ را تجربه کرده ام .
که نسخ ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ را تمام کردم و فقط نسخه ی ۲۰۰۹ را پلوم دارم .
مابقی را هر ساله تست کرده ام .
مطلع ام که تا سال ۲۰۱۰ تغییری نداشته اند و سپس تا سال ۲۰۱۲ فرقی جزئی و قابل اغماض در غلظت و رایحه و مجددا از آن سال با یک شیب نیمه تند تا سال ۲۰۲۰ افت غلظت صورت گرفته که این افت بر رایحه و پرفورمنس تاثیرگزار بوده است .
غلظت در برخی نت های خاص ، علاوه بر قدرت سبب تغییر رایحه نیز میشود .
و اما یک نکته ی جالب عرض کنم درین خصوص :
ما در عطربازی آیتم بسیار مهمی داریم که برایش نام یا تعریفی نداریم . یعنی کمتر به آن پرداخته ایم و آن عمق است !
ما همیشه عمق را با ماندگاری یا اشتباه میگیریم یا چون با عمق بصورت یک شاخصه روبرو نشده ایم نام آن را به نوعی ماندگاری گذاشته ایم .
خدا کند موفق شوم منظورم را به درستی منتقل کنم !
عمق با غلظت رابطه ی مستقیم دارد .
فرض کنید کنار دهانه ی چاهی ایستاده اید که بجای آب عطر درون چاه است . رایحه ی عطر را از کنار دهانه ی چاه میبویید .
حال فرض کنید یک لیوان از آن عطر را با خود ببرید و چند کیلومتر دورتر ، روی زمین بریزید . باز رایحه ی همان عطر به مشام شما میرسد .
اما یک فرق مهم دارند !
وقتی دومی را میبویید گویی میدانید این رایحه سطحی ست و در حال خشک شدن است ! گویی میدانید قدرتی پشت اش نیست ! گویی میدانید از منبعی تغذیه نمیشود .
گویی میدانید بزودی میمیرد !
در حالیکه وقتی رایحه ی اولی را میبویید حسی به شما میگوید این رایحه تمام نمیشود ! ادامه دارد . منبعی قوی و پر ، پشت آن است که او را تغذیه میکند ، نخواهد مرد !
این میشود عمق .
اما چون ما هیچگاه یا کمتر از عمق میگوییم این حس را هم نوعی دیگر از ماندگاری ، در ذهن خود نامگذاری کرده ایم .
دیده اید برخی عطرها عمیق اند ؟!
احساس میکنیم تمام نمیشوند . یک جورهایی هم دور اند و هم نزدیک !
این با ماندگاری متفاوت است . همه ی عطرهای ماندگار عمیق نیستند !
عمق ، به جنس رایحه و غلظت آن بستگی دارد .
باید هر دو را داشته باشد که لازم و ملزوم یکدگر اند .
اما هر کدام میتوانند جداگانه در عطرهای دیگر باشند و اتفاقا آن عطر ماندگار هم باشد اما عمیق نیست !
عطرهای عمیق همانهایی هستند که شما از بوییدنشان حس تاریکی مه آلود ، خنکای عمیق چاه و به نوعی نوآر میگیرید و مینامید . همانها که غارهای تنهایی ی مردان را تعریف میکنند ! همانها که دوست دارید در تنهایی و در تاریکی ی شبها و سکوت ، ببویید و تفکر کنید !
ببویید و تصور کنید !
قدیمی های این عطر ازین جنس بود و بیهوده نبود که رکورد دار شد !
اکنون رایحه همان است ، همه چیز همان است لیکن لذت همان نیست چون عمق همان نیست !
هرچند این را همه درک نمیکنند مگر ما عطربازان .
خریداران از عمق چیزی نمیدانند و تنها رایحه ای که با آن خوشبو میشوند برایشان اهمیت دارد .
کاش موفق بوده باشم در انتقال این مفهوم زیرا این مفهوم از نظر عطربازان خبره بسیار حائز اهمیت است و اصلا دنبال همین لذت میگردند در عطربازی .
و البته که این حس برای همه ی ما عطربازان اهمیتی خاص دارد .
دوستان جوان ام تمرین کنید ازین باب و کشف کنید و سپس لذت این مفهوم را کسب کنید انشاله .
و انشاله خود نیز عمیق باشیم همراه با معطریتمان
41 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Mojtaba Aboutorabi
Cigar Black Wood
لینک به نظر 6 خرداد 1401 تشکر پاسخ به architect
معین عزیزم سلام
خسته نباشی انشاله ازین همه فعالیت مثبت و حضورت پایدار به لطف خدا
شاید یک روزی مفتخر بشم به زیارت شما دوست عزیزم از نزدیک . خدا را چه دیده ای !
من آماده ام برای حل این مشکل :)
جدای از مزاح یادم هست که یکی از دوستان پیشنهاد داده بود به تشکیل و حضور در محفلی که بتوانیم عطرهای خریداری شده را پس از پشیمانی به هر دلیل با دریافت هزینه ها مبادله کنیم .
البته این پیشنهاد خوبی ست اما مشکلاتی هم ممکن است در پی داشته باشد از جمله خرید اشتباهی ی عطر تقلبی در حالیکه خریدار اول خودش در جریان نیست و فروش او بی ریا و ازین باب نیست .
اما محاسن اش از معایب اش به مراتب بیشتر است .
من جمله اینکه قیمت ها روز به روز اضافه میشود اما فروشنده ی این جمع قیمت خرید را لحاظ میکند .
البته اگر اینطور عمل کند :)
از آن همه حسن ، مبحث ریالی را گفتم فقط از بس که اوضاع خراب است :)
هرچند میدانم نمیشود اما وصف العیش نصف العیش !
صحبت در مورد عطر هرچه باشد معطر است !
اما حکما گفته اند :
دوستی و پول همچون پنبه و آتش است !
مخالفین این ایده نیز حق دارند ازین باب :)
خلاصه که برای ما جماعت عطرباز مگر هدیه ای از عطر بهتر هم وجود دارد ؟؟
شما بفرمایید عطر بد بو !
عطر باشد ، رایحه اش مهم نیست .
یک جوری با پوشش و زمان و مکان مناسب اش تحمل پذیر و بازخورد گیر اش خواهیم کرد :)
یاد دوستی افتادم که یکروز گفت :
فلان عطر بوی مگس میدهد !
گفتم مگر بوی مگس را چشیده ای ؟؟
گفت بله !
دوستان ام مگس های زیادی را خشک کردند و سپس پودر و در جعبه ی توتون پیپ ام قاطی کردند !
کشیدم !
اما دیدم بوی عجیبی میدهد امروز ، این توتون :(
سپس خندیدند و اعتراف کردند و فهمیدم !
گفتم ناراحت نباش و خوش بحال ات !
لااقل در تشخیص روایح یک رایحه از من جلوتری :)
از توصیف و قیاس اش فهمیدم که مگس خشک شده بوی فلفل سیاه دارد تقریبا :)

شاد باشی انشاله معین عزیز و همه ی دیگر دوستان عزیزمان
این نظر هم مزاحی بود برای ایجاد یک لبخند انشاله بر لبهای کم لبخند امروزه ی ما
20 تشکر شده توسط : علی جمشیدی عباس بهرامی
Aimez Moi Comme Je Suis
لینک به نظر 5 خرداد 1401 تشکر پاسخ به سالار كلوچه
سالار عزیز سلام
بله . درین مورد خاص حق با جناب مدیر است .
نظرشون چه از حیث دنیای عطر و چه اقتصاد کاملا صحیح است .
اما بهترین پیشنهاد ، نظری ست که سرکار خانم فریده م فرمودند یعنی تهیه و توزیع سایزهای کوچکتر عطرها .
تمامی ی برندها عطرهای خود را در همه ی سایزها تولید میکنند ( باتل های متحد الشکل ) ، از مینیاتوری ۵ میل گرفته تا چند لیتری . من چندین باتل ۶ لیتری هم دیده ام .
اما تجار ایرانی تنها سایزهایی را وارد میکنند که فروش تضمین شده دارند .
برندها میدانند که عطربازان و کلکسیونرهای روایح ، بهترین سایز عطر برایشان سایز سی میل است .
در غرب خرید ، بیشتر در سایزهای زیر صد میل انجام میشود برخلاف ایران که موارد اقتصادی در خریدها دخیل است .
از نظر ما شیشه هر چه بزرگتر بهتر و بصرفه تر در حالیکه در کشورهایی که مردمانش مشکل اقتصادی ندارند عطرها بیشتر در سایزهای ۵۰ ، ۶۰ و ۷۵ خریداری میشود برای یک فصل و سپس جهت تنوع و تجربه ی همه ی عطرها شیشه های بعدی خریداری میشود .
اتفاقا مقاله ی جالبی درین مورد خوانده ام که محققی از مدیران فروش برندها پرسیده و جمع آوری و منتشر کرده بود که مشتریان برندها و به طبع آنها سیاست های فروش برندها چگونه شکل میگیرد !
برای ما عطربازها سایز سی میل بهترین است جهت بایگانی ی رایحه ( در همه جای جهان ) و سایز بزرگ جهت استفاده ( در ایران ) !
ایران قانون خود را دارد ، وقتی سمپل رایگان ، به بها فروخته میشود دیگر چه میتوان گفت :)
موفق باشید انشاله
33 تشکر شده توسط : احمدرَجا شجاع کناری عباس بهرامی
جناب محمد امین بازوبند
سلام و ارادت
خیر ، نگران نباشید به هیچ وجه .
آن ذرات از ابتدا درون شیشه ی عطر شما موجود بوده اند اما جدیدا متوجه آنها شده اید . قبلا دقت نکرده بودید .
تنها زمانی که شیشه را در نور تماشا کنید متوجه آنها خواهید شد .
زرات ریزی که در نور شبیه به اکلیل میدرخشند .
عبور ذرات از صافی .
که در خط تولید برای شیشه های آخر اتفاق میافتد .
جای کوچکترین نگرانی نیست . ارتباطی به تغییر رایحه ندارند . یک مورد سخت افزاری ست که تاثیری در نرم افزار ( رایحه و پرفورمنس ) ندارند !
موفق باشید انشاله
19 تشکر شده توسط : احمد س Sepehr s
دوستان عزیزم سلام
فصل گرما در حال آغاز است و رفته رفته هوا گرم تر میشود
عده ای از عطربازان معتقد اند فصل تابستان فصل افول عطربازی ست . چون انتخاب ها محدود میشوند و معمولا عطرهای خنک ماندگاری ی کمتری دارند .
به نظر من برای عطربازان همه ی فصول بهترین اند در تنوع و کسب لذت از عطرهای گوناگون .
عطرهای خوب هم برای تابستان داریم .
اتفاقا هوای گرم ، زمان پخش است !
عطرها در هوای گرم پرپخش تر اند .
دیگر اینکه نیاز به بوییدن نسیم خنک و معطر و کلا نیاز به حس بوییدن عطر در تابستان بیشتر است !
هیچ چیز برای مخاطبین ما لذتی بیشتر و بهتر از این نیست که در اوج گرما نسیمی خنک و معطر را احساس کنند . در گرما خستگی و کلافگی بیشتر است بنابرین این لذت بسیار محسوس تر و گواراتر میشود برای محاطبین .
بر حسب تجربه ای که دارم فصول گرما ، زمان بازخوردگیری ست ! در این روزها بیش از دیگر روزهای سال بازخورد خواهید گرفت .
به چند نکته توجه کنید تا بیشترین لذت و بازخورد را به خود و اطرافیانتان هدیه کنید :
از عطرهای خنک تر استفاده کنید ، عطرهایی که نت های اکالیپتوس ، نعنا و پچولی محور اند . عطرهای آکواتیک را در طول روز و هنگام اوج گرما و عطرهای نمور و مرطوب و خاکی را در هنگام خنکای شب استفاده کنید .
عطرهای آکواتیک در همه ی برندها موجود و همه ی شما دوستان عطرباز ام آنها را بخوبی میشناسید و کافیست بر حسب سلیقه تعدادی را برای استفاده در ظهرهای آفتابی ی تابستان انتخاب کنید .
ایسی میاکه ، جورجیا آرمانی ، ورساچ ، بولگاری ، دیور ، شنل ، دیویدوف و... از مشهورین اند درین دسته .
یاد سوالی از یکی از دوستان افتادم در بخش انجمن که پرسیده بودند چرا خارجی ها بوهای خاص متفاوتی میدهند ! دلیل اش را من میدانم و انشاله در نظرهای بعدی اگر زنده بودم خواهم گفت . اجالتا همین قدر بگویم که اغلب توریست ها عطرباز اند و اغلب عطربازهای غربی مشتری ی برندهای خاص و نیش اند که در ایران بسیار کمیاب اند . ما در ایران فقط برندهای مشهور این "صنعت" را میشناسیم و نه برندهای خاص این "هنر" را !
بگذریم .
در طول روز به دفعات شارژ کنید . هیچ هنگامی چون ظهرهای تابستان به شارژ عطر نیاز نیست خصوص اینکه ماهیت عطرهای آکواتیک شارژ محور اند .
از پاشش به لباس بیشتر بهره بگیرید تا پوست زیرا تعریق ، بوی عطر شما را تغییر میدهد مضاف بر اینکه آکواتیک ها بر پوست ماندگاری ندارند .
برای پخش بیشتر دو کار را فراموش نکنید :
روی آستین یا پوست دستها ( اگر آستین کوتاه پوشیده اید ) خصوص خطوط داخلی ی آرنج به میزان زیاد اسپری کنید
از آن مهمتر ( مهمترین ) اسپری بر موی سر است .
در زمستان ها لباسهای پشمی و موی سر و در تابستان ها موی سر شما ، عطرهای شما را تا نهایت امکان و درجه ، ماندگار و پرپخش میکنند . یک پاف از نزدیک و دو یا سه پاف با فاصله ی اندک روی موهای خود اسپری کنید .
این را آزمایش کنید و نتیجه اش را خودتان خواهید فهمید !
برای رد یا خط بو چند پاف پشت لباس و روی کتف ها و پشت سرتان روی موها اسپری کنید .
شب ها نیاز به شارژ نخواهید داشت . عطرهای پچولی و نمور و خاکی محور ( مثل تلاس ) برای پخش نیاز به شارژ ندارند مگر اینکه در میهمانی ای حاضر باشید یا شب زنده دار باشید .
عطرها را روی صورت خود نپاشید زیرا با این کار خود را از بوییدن و لذت بردن از عطر خود محروم میکنید ( بینی شما در مواجهه ی طولانی با هر نوع بو به سرعت آن را نامحسوس خواهد کرد تا متوجه دیگر بوهای جدید شود )
ضمنا ما عطربازان به مرور حساسیت خود را از دست میدهیم هر چند بینی ما تربیت شده باشد . برای حفظ خود ازین مورد کافیست منبع بو ( محل پاشش عطر ) از بینی ی خود دور نگه داریم و هر ماه یک هفته ( پشت سر هم و نه منقطع ) از عطر استفاده نکنیم .

و اما
پارسال تابستان را با این عطر زیبا گذراندم . عکسی هم از شیشه اش در عطرگرام گذاشتم .
آویاتور عطری زیبا و آروماتیک و خوش قیمت است .
از دسته ی آکواتیک و معطر آبزی ست .
با کلاس است . لطیف است . شاعرانه است .
کارتان را راه خواهد انداخت .
عطارش ایو د سیستل است .
ابتدا بهارنارنج و سنبل آروماتیک و برگ بنفشه احساس میشوند تا رویایی جلوه کند و چون طاووس خود را جلوه دهد .
سپس شمعدانی و مریم گلی می آیند که با حضورشان عطر حسی شاعرانه و لطیف به خود میگیرد . قلبی مهرانگیز دارد این عطر و طپش این قلب را زنان دوست می دارند و میپسندند .
از پی آن صندل سفید لطیف و دوست داشتنی همراه با خزه ی خنک و مرطوب و عنبر عمیق و تاریک که آدم دوست دارد غرق در آن شود ، نیز کمی گرما از کهربا که همچون کش ما را به سمت خود میکشد و نیز کمی شیرینی از تونکا پله ی آخر را بسیار زیبا و خوش رایحه میکنند .
صندل و خزه و عنبر از عناصر ماندگار این عطر اند و به مدت طولانی شما را همراهی خواهند کرد .
قیمت اش فعلا از بالای پانصد تا زیر یک میلیون متغیر است که با توجه به اوضاع اقتصادی ی الان از طرفی و کیفیت و لطافت عطر از طرف دیگر ، در معدل عطری خوش قیمت است و به مراتب بیش از قیمت اش ارزش دارد .
مناسب استفاده ی روزانه است .
شیشه ای زیبا و به رنگ آبی ی بسیار روشن و درب فلزی ی سنگین دارد که نام آویاتور دوبار همراه با یک ملخ هواپیما روی آن حک شده است .
نوع شیشه مشکی اش نیز با همین کیفیت و همین اوصاف مناسب فصول سرد است که انشاله اگر عمری بود خدمتتان معرفی خواهم کرد .
تقلبی ی آنها را تا کنون ندیده ام و چون معروفیت و به طبع آن فروش زیادی ندارند به درد آقایان متقلب نخورده اند تا کنون !
ساخت فرانسه است و محصول شرکتی کوچک اما خوب بنام پاریس بلو اوسنتیک است .
ادوتویلت است بنابرین پخش مفیدی دارد که در تابستان بهترین گزینه همین ادوتویلت ها هستند .
افشانه اش فلزی با مغزه ی پلاستیکی و بسیار کارآمد و با کیفیت است . میدانید که افشانه های مغزه پلاستیکی بهترین اند .
ماندگاری ی معقولی نیز دارد خصوص روی لباس و موی سر به مراتب ماندگارتر و پرپخش تر است .
یادم هست که زنان بسیار دوستش داشتند و بیش از مردان ، زنان نامش را میپرسیدند .
به نظرم هر چه که میدانستم در مورد این عطر و نیز تابستان عرض و تقدیم کردم .
ببخشید اگر طولانی شد .
انشاله روزهایی گرم از عشق و پر نسیم خنک از معطریت را همراه با شادی تجربه کنید اگر آقایان بگزارند البته ، که بعید است :)
روزهایتان خنک و شب هایتان گرم انشاله .
35 تشکر شده توسط : علی Aref
آدمیزاد !
خدا حق داشت به تمامی ی مخلوقات دستور دهد که به آخرین مخلوق اش تعظیم و تکریم کنند !
عجب اعجازی دارد این آدمیزاد !
حتی خود خدا نمیدانست چه خواهد شد !
ازین باب فرمود بعدا در مورد سرنوشت آدمی قضاوت خواهم کرد !
آنچه درین جهان پهناور مخلوق است و موجود ، تکلیف اش معلوم است ، فرشته فرشته است ، حیوان حیوان است ، گیاه گیاه ، آب باد آتش خاک و هرچه درین گیتی ی پهناور موجود است از ابتدای موجودیت اش تا لحظه ی مرگ تکلیف اش مشخص است و حکم اش از پیش قضاوت شده است .
همه با خبریم که همه بی گناه اند مگر انسان !
عجیب موجودی ست این انسان !
تنها موجودی ست که سراسر تناقض است !
حتی هر لحظه اش !
همه چیز میداند ، هیچ چیز نمیداند !
همه راه پیموده ، هیچ راه نمیشناسد !
همه چیز دیده اما نمیبیند همه حقیقت شنیده اما گویی نمیشنود .
ازین دست بسیار است .
میگویند آدمیزاد یک طرف فرشته نزد خود دارد و یک طرف حیوان آنهم از جنس دد .
حکم است که باید به سوی یکی میل کند . سکون ناممکن است و حرکت جبر . به مرور به یک طرف مایل میشود .
اما در انتخاب جهت حرکت مختار است .
میگویند بارها ممکن است به هر دو سمت نظر و میل کند اما در سن چهل سالگی این تمایل کامل و به وضوح قابل وصول و درک است و از آن پس تنها فاکتوری که میتواند مسیر پیموده را تغییر دهد معجزه است .
و اما نشانه های آن هویداست .
در هنر به ویژه هنر خودمان عطر
تمامی ی عطربازان ( به معنی ی خاص کلمه ) فرشته خو اند . خود نمیدانند چرا اینقدر دلبسته و وابسته ی عطر اند ! دلیل اش عشق ناخودآگاه به بهشت است و دلتنگی نسبت به فراق آن . خود میدانید چه میگویم .
و عطربازان جدای از خریداران عطر اند که عده ی کثیری از ایشان از عطر توقع خوشبویی و نظافت دارند و عده ی قلیلی نیز در فکر جذب جنس مخالف که همانا کاریست که جانداران در جفت یابی بوسیله ی معطرات ساخته ی خود و بصورت غریزی میکنند .
البته طبیعی ست که نوجوانان به این بیاندیشند و ایشان عذری موجه ازین باب دارند و این ارتباطی با عطربازان یا میل به بُعد حیوانی ندارد بلکه تنها وسیله است و به این عطربازی نمیگویند .
برای عطربازان نه اینکه مهم نباشد بازخورد دیگران در خصوص عطرشان چیست اما این بازخورد تاثیری در لذتجویی ی ایشان از هر عطری ندارد بلکه در برخی موارد از بازخورد منفی بیش از مثبت خوشحال میشوند و این را ادله ی گنج یابی ی خود میدانند !
هیچ عطربازی ( به معنای خاص کلمه ) به جهت کسب بازخورد جنس مخالف عطربازی نمیکند . و
و این مسیر ، به مرور شکل میگیرد دوستان من !
در انتهای این راه ، تنها و تنها بهشت را خواهید یافت و خدا را خواهید جست .
و لذت ها خواهید برد چنان که به این نشئه به شدت اعتیاد خواهید کرد و این قسمتی از جمیع ادله ایست که هنردوستان ، خاصه هنرمندان ، میل به فرشته خویی کرده اند .

دوستان عزیزم سلام
چند روزی ست اشتیاق حضور از کف داده ام .
دوستان عزیزمان چون هربار لطف ها داشتند از احوالجویی و امر به حضور با پیام ها .
این روزها از کدامین عطر بنویسم و از کدامین لذت ؟؟
امروز به عطر نان می اندیشیدم و به عطر شیر !
و فردا به عطر خون ها خواهم اندیشید که برای نان خواهد ریخت .
رایحه ی " نان جو آغشته بر خون " !
چه سرانجام مردمی شده ایم ما !
بسیاری از مردم نان بر خون دیگران میزنند و میخورند !
دیگر فاکتور خرید معنی ندارد ، انبارها پر است از خرید قبل و فروش بر اساس نرخ روز است و نه فاکتور خرید .
و چه توقع ها نداریم از مهر و عطوفت خداوندی !
فراموش شده که خدا فرمود : وای بر کم فروشان و گران فروشان !
این عطر عمدا انتخاب کردم که نشان از طلایی دارد که عده ای از بازاریانِ به نام و ملک التجاران و صاحبان بازار و صاحبان سرنوشت مردمان و دولتمردان به کسب آن چه خونها که نمیخورند در جام های طلائیشان از مردم و مسبب چه خون دل خوردن ها که نمیشوند !
و غافل اند که :
و سرانجام امور از آن ِ خداست !
شاید ازین باب بوده که هرگز با این عطر دوست نبوده ام !
چنان به بوییدن عطر نان نیازمند گشته ایم که دیگر نه مجالی و نه علقه ای به بوی خوش نداریم
تا برسد به عطربازی و عطرشمولی !
اینروزها حتی حوصله ی مطالعه هم ندارم .
تازه ما از پرحوصله گان بوده ایم ورنه ماه ها بلکه سالها قبل از ما اساتید عطرباز به گوشه ی عزلت خزیده اند از این باب !
چنان بوهای بدی به مشام من میرسد که قویترین عطرهای مجموعه ام تاب و توان رقابت ندارند !
امروز چو هر روز مسیح عزیز احوال پرسید و او نیز چون من خمور بود از بی بویی و بد بویی به او گفتم زمان ریویو عطرهای ارزان تر است بلکه کمکی به دوستداران رایحه باشد و این مهم را من مدتهاست که پی گرفتم دقیقا به همین دلایل و نغز ها بجان خریدم که چگونه است که عطربازی کهنه کار توصیف عطرهای چنین و چنان کند !
لیک پاسخ این پرسش را خدا خواهد داد بر من .
دوستان عزیزم ریویو عطرهای ارزانتر کنید که امروز به این هنر نیاز است و انشاله بر شما فرصت هست تا روزهای نیک را ببینید و با شاد فرجامی به عطرهای لایق بپردازید .
نمیدانم فرصت بعدی کی باشد که حقیر در خدمت باشم و آیا اصلا عمر کفاف میدهد یا ازین غصه دق خواهم کرد !
غیبت ام از بی وفایی نیست که خود میدانید که همکیشان من اید و دوست ترینتان دارم که فرشته خویان زمین اید .
انشاله همه با شادی و اخبار خوش به گفت و شنود از بهترین معطرات و روایح خدادادی بپردازیم .
ارادت های بسیار
45 تشکر شده توسط : ناهید کهن علی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan