نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Quando rapita in estasi
لینک به نظر 24 بهمن 1400 تشکر پاسخ به مسیح
مسیح عزیزم
درود بر تو دوست مسیحا نفس ام که دم ات گرم است و مهرافشان و قلب ات غمخوار و نورافشان .
بله . اینگونه است که میگویی .
و میدانم ، که هرآنکه اهل اندیشه است تاب دیدن این میزان تزویر و ریا ندارد
برخی اوقات چنان میگویند که گویی نسل هاست از آن اتفاقات گذشته ست و هیییچ کس شاهد و باخبر نبوده ست و هرگز نیز نشنیده است !
درسی که باید برخی بیاموزند این است که تاریخ هرگز و هیچگاه دروغ نمیگوید حتی اگر کل مورخین یک نسل دروغ بنگارند !
یعنی اگر تمامی ی یک نسل به قدرت ریا سعی در تبدیل و تعویض آن کنند باز هم کافی ست تنها یک نفر به صدق روایت کند و سپس این وجدان و انصاف جمع است که سخن خواهد گفت و میزان خواهد شد !
درست مثل عطر ! که اگر جمیع نظردهندگان به قصد یا غرض عطر خوبی را بد جلوه دهند ، کافیست شخص خود ببوید و از پس آن ، ریا و مقصود هویدا خواهد شد !
برخی راویان چنان میگویند که کم است شاخی بر سر ما ظهور کند !!
از بس که این چند روزه دروغ شنیده ام و از بابت اش غصه خورده ام لبریز گشته ام از آن و این شد که بر دوستان ام عیان شد !
این یک بیت شعر تقدیمی ی قبل را نگه داشتم برای اهل اش که تو باشی و دیگر دوستان اندیشمندم :
تنها همین که ریشه ی آنان به خون نشست
نقش یقین گرفت گمان درختها !

بدا به یقینی که با نشستن در خون حاصل شود
ریشه بخون نشسته است و از آن است که نقش یقین گرفته است گمان ما که سالهاست در انتظار رنگ یقین ایم از پی ی گمان !
عمر رفته را باز نتوان یافت .
دوباره نیز نخواهیم آمد که بزرگان خصوص خیام بر آن موکد اند .
می خور که هزااار بار بیش ات گفتم
باز آمدنت نیست ، چو رفتی ، رفتی !
چرا آمده ایم بماند !
روزگارمان گذشت و میگذرد به تماشای شادی ( پیشرفت ) دیگرانی که این از ما آموخته اند !
و در انتها اگر از ما بپرسند چه کرده ای ؟
چه گوییم ؟؟
که خدا گفته است :
یک دعا هرگز اجابت نمیشود :
دعایی که بر نابودی ی ظلم مدعی شود چنان که مظلومین بیش باشند بر ظالمان به تعداد !
چه گویم که نا گفتن ام بهتر است
زبان در دهان پاسبان سر است !

خلاصه که هر چه مینگرم و میشنوم و تفکر و مرور میکنم ، نمیفهمم :)
تمامی ی فقر ( در دانش و شعور و انسانیت و خدا و مذهب و عدالت و آزادی و پیشرفت و ثروت و... ) سهم آن روزگاران ( تاریخ ایران ) بوده و تمامی ی غنا سهم امروز !
خدای را سپاس از بابت اش .
همه شاد و خوش و نغمه زنان !!
...
چه کنیم با اینهمه ثروت ؟؟
شیرینی ی این عطر زیر دلهایمان زده است و عنقریب است که قی کنیم اینهمه خوشبختی را :)

درود دوباره بر تو غمخوار و دیگر دوستان صبور و اهل دل ام . آرزوی شادی بر تک تک شما .
22 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
Quando rapita in estasi
لینک به نظر 23 بهمن 1400 تشکر پاسخ به فاطمه فیضی
سرکار خانم فاطمه فیضی
سلام و سپاسگذار
بله سرکار خانم . موجود هست . باید بجویید . اگر سمپل اش را ابتدا پیدا و تست کنید بهتر است . رایحه ای از روایح خاص است .
اما خاص پسندان خصوص عطربازان خاص پسند میتوانند بدون تست خریداری کنند ( اگر نیاز به سفارش از خارج کشور است )

حتی با دیدن شمایل بطری میتوان به جنس رایحه پی برد چقدر راجع به بطری فکر شده است ! چقدر طراحی ی مرتبطی منتخب شده است !
رنگهای سیاه ، فیلی ، طوسی و خاکستری ، بهترین رنگها جهت نمایش نوع رایحه هستند .
و چه زیبا و پر مصما و پر مصداق است چادری که بر بطری کشیده شده ست !
رایحه در حال گریستن است .
در حال سوگواری ست .
چادر بر سر کشیده و در سرزمینی که رنگهایش مرده اند ، بر مرگ گلها و درختان ثمرده و کاج و سرو میگرید .
و این شعر زیر لب میخواند :

پیچید مثل باد ، میان درخت ها
سروی شکست در هیجان درخت ها
شاید تبر سوال شگفتی ز باغ کرد
که باز مانده بود دهان درخت ها !
پاییزیان دوباره سر از سینه می بُرند
گویی به سر رسیده زمان درخت ها
هرگز شنیده اید تبردار های پیر
سوگند میخورند : به جان درخت ها !
آن سوی جاده های مه آلوده ی غروب
با ابر بسته شد چمدان درخت ها
پس هر درخت دست تکان داد و دور شد
بر روی جاده ماند نشان درخت ها
پاییز نا رسیده ، سر سبزشان برید
از بس که سرخ بود زبان درخت ها !

تقدیم به دوستان هنرمندم
21 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
خوابم نمیبرد !
شبها برای خوابیدن حیف اند لیک چه میتوان کرد که بهشت بر ما اجبار گشته است !!
جوانی گذشت به انزوا ، چه شبهایی که میشد زیر نور ماهتاب ، زیر سوسوی ستاره ها خاطره ساخت به شادی !
روزگارمان میگذرد به تماشای " زندگی " ی دیگر بندگان خدا در دیگر سرزمین ها .
همه ی آسمانها یک رنگ است ؟؟
همه ی مردمان ، یک خدا دارند ؟؟
پاسخ اش ساده ست که خود کرده را تدبیر نیست .
این شبها به مرور و تفکر گذشت چنان که سر ام بر گردن ام سنگینی دارد !!
و چه فایده ، که کماکان نمیفهمم !
پاسخ این پرسش که چگونه اینگونه شد ، ساده ست لیک اینکه تا چه حد ادامه دار است ، مشکل !
همه شاد و خوش و نغمه زنان !!
...

برخیزم که دور فلک را مجال نیست .
حافظ ، خیام ، سعدی
جز فلاطون خم نشین شراب
سِر حکمت بما که گوید باز !
همیشه اینگونه مخاطرات را با روایح توازن بخشم و تلخی ی افکار به شیرینی ی عطور ، متعادل .
فرصت نشد قسمت سوم و پایانی ی خاطره ی اخیر دوران خدمت را معروض کنم که دوستان مشرف شوند به نتیجه که میتوان با عطر ، تلخی را به صبوری شیرین و سیاهی ی تونل های تیره و تاریک ذهن را به نور روایح روشن کرد گاهی !
اما گاهی چو این بار ، غم آنچنان عمیق و تاریک است که همه ی عطور جهان هم یارای تقابل ندارند !
کدام رایحه میتواند تلخی ی غم عمر گذشته به ابطال را توازن دهد ، جوانهایی که میتوانستند چرخ را سالها به پیش برانند که لایق ترین بودند .
اکنون اما ، عده ای رفته اند و مابقی محزون و مسموم به گوشه ی عزلت نشسته اند به غمخواری ی چرخ ِشکسته و گاری ی عقب مانده که قرار بر پیروزی اش بود در مصاف و سنگینی ی غم اش آنچنان است که یارای دوش کشیدن ندارند !
تلخ است از زندان عزلت ، تماشای پایکوبی ی کسانی که شاد بودن از تو آموخته اند !
بیشه از شیرها خالی ست !
درب منزل دوستان میکوبم به غمخواری ، لیک از اقبال آنهم در شبی که متفاوت است بر من از تلخی ، امشب دوستان غایب اند که گویا روزگار قفلی بر درب زده و باشگاه اجالنا عاری از حضور معطریون و عاری از باش است !
این اتفاق تلنگری ست بر ما به مصداق این دنیا ، که چون بانگ بر آید احدی از خیل حاضر نباشد ، تو گویی هرگز نبوده ست محضری به حضار و حاضری به حضور !

شرابی تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
کدامین شربت است که هم شیرین کند و هم معطر ، تلخی ی این شب تیره ی مرا که همزمان هر دو را درین هنگامه استدعاست .
یاد لودانوی پدربزرگ می افتم !
شربت ، هر چه تلخ تر ، سرانجام اش شیرین تر
و هر چه نوشیدن اش سخت تر ، عاقبت اش گوارا تر !
پس این مینوشم .

مدتی بعد دل تمنای عطر بیشتر میکند ، آنچه فکر کردم بر کدامین که تناسب بر این لحظات مسموم دارد ، هیچ به یاد نیامد .
ناگهان به یاد دوستی افتادم که سال پیش از سفر خارجه مراجعت و به این بهانه مجلسی مهیا و لذتی پیشکش کردم به رفع خستگی ی دوری از وطن و قبل وداع شیشه ی کوچک سه میلی ای را در دستم گذاشت و گفت : این رایحه ی توست ! از روایحی ست که میدانم مورد پسندت است از عطار مورد علاقه ات از برند اونوم و این میزان آورده بودم که حین جلسه در موردش صحبت کنیم و آنالیز کنی که فراموش شد . اسمش را روی پاکت نوشته ام .
آنشب هشیار نبودم ! امشب هم نیستم ! و همین شد که پس از مدتها این ماجرا به یاد آمد .
چقدر گشتم تا پیدا شد بماند اما بهترین موقع بود برای دوستی با رایحه ای جدید ، در دل تاریکی و سکوت و غم !
روایح اگر درست و در زمان خویش انتخاب شوند جزء داروها دسته بندی و مرهمی میشوند بر زخم ها .
فرقی ندارد ، هر رایحه زمان خود میخواهد که در آن هنگامه نقش اکسیر دارد بر درک زمان و مکان شما !
صد البته که روایح خاص ، موقعیتی خاص نیز میطلبند .
مثل مرور همین خطاب با موسیقی ای محزون !
که اکنون میشنوم .

چه مصداقی دارد این عطر بر امروز ما !
هر آن اندیشمندانی که از جنس معطریون اند و محزون از بابت آنچه که بر مام ما و فرزندان رشید اش رفته ست میبایست این رایحه ببویند خصوص هنگامی که مرور میکنند این قصه ی پرغصه و حزن انگیز را .
جنگلی سبز از سرو و کاج که میسوزد !
خاکی حاصلخیز و بی همتا که لباس خاکستر بر تن کرده ست . چشمی که گریان است بر وداع گلهای خندان .
تنه ی درختان انبوه میوه که چون ذغال گداخته اند .
آتشی که بوی درختان میوه ، سرو و کاج در خود دارد .
آتشی که بوی گُل میدهد !
زیباست بوییدن این سوختن لیک دیدنی نیست که از پی اش نابودی ی رنگهاست .
از پی اش تنها سیاهی و خاکستری ست .
این رایحه ای تراژیک است اگر توسط شخصی آشنا به " اندیشه " بوییده شود ، آشنا به سینما ، آشنا به تصویر و تصور ، آشنا به بودن و نابودی ، آشنا به نور و تاریکی .
آشنا با اهورا و مزدا !
و داستان های ایشان !
این رایحه ایست که مروارید اشک را میهمان دریای چشمان تیزبین و ریزبین شما خواهد کرد !
این رایحه ای ست از دنیا و قوانین اش .
این رایحه ای ست از خدا .

دوستان عزیزم سلام
امید که لبخند میهمان چشمها و لبهای شما باشد
غمگین ام
لیک امید به شادی ی شما
28 تشکر شده توسط : مهدی رضایی Bizi
Versace Eros Pour Homme
لینک به نظر 18 بهمن 1400 تشکر پاسخ به امیرمهدی حیدری
امیر مهدی عزیز
سلام
مبحث ریفورموله را فراموش کن .
نیاز به توضیحی کوچک هست که عرض میکنم :
ریفورموله برای چه کسانی اهمیت دارد ؟
برخی عطردوستان علاقمند به ماندگاری ی عطرها هستند و معنی اش این است که ماندگاری را به رایحه ترجیح میدهند .
حال اگر رایحه ای را پسندیدند و بر حسب عادت و علاقه نگران ماندگاری ی آن عطر بودند ، ماندگار کردن آن راه و چاره دارد که البته مستلزم کسب تجربه است به جهت تهیه اسانس سالم و ازدیاد غلظت .
معمی ی دیگرش این است که این دسته از عطربازان ، روایح پله ی سوم یا همان پایه ی عطرها را دوست تر دارند و علاقمندند که ماندگاری ی آن پله را تا حد مطلوب خویش بر تن داشته باشند .
عده ای از عطربازان نگران ماندگاری نیستند و فقط توجه بر جنس رایحه و کیفیت ( شفافیت ) آن دارند بنابرین با شارژ چندین باره در طول روز ، بیشترین لذت را کسب میکنند .
از نظر من ، ریفورموله نه اینکه مهم نباشد ، اما در درجه ی سوم اهمیت پس از خود ِ رایحه و کیفیت مطلوب آن قرار دارد .
و اصلا چاره چیست ؟؟
میتوان از عطری که عاشق رایحه ی آنید صرفنظر کنید صرفا بدلیل کاهش پرفورمنس ؟
حال اینکه احتمالا مشابه عینی هم موجود نباشد در دیگر برند !
مبحث ریفورموله در تمامی ی برند انجام و مواجهه با آن ناگزیر است بنابرین چه بخواهیم یا نه مجبور به قبول آنیم !
اما همانطور که عرض شد در صورتیکه هیچ راهی در مشابه یابی یا ازدیاد پرفورمنس نباشد میتوان از طریق ازدیاد غلظت با کسب تجربه یا مطالعه و یا مشورت با اشخاص کاربلد این نقیصه را مرتفع کرد .
موفق باشید انشاله
11 تشکر شده توسط : عباس بهرامی شاپور K
دوست عزیز جناب علی
سلام
اتفاقا یکی از دلائل علاقه و اقبال حقیر به این عطر " نام " اوست !
افغان سیاه ! آه تاریک ! حزنی عمیق !
البته این تعابیر فقط در زبان ما معنی پیدا میکنند و طراح آن بدون شک چنین تعابیری در ذهن نداشته است .
افغان ، قبل از یادآوری ی افغانستان ، معانی ی دیگری نیز جلوه گر است که بسیار بسیار بر این عطر مصداق دارد !
و اما منهای این ، افغانستان چه دوستداشتنی ست که تکه ای ست از جسم و جان مام وطن .
هنوز که هنوزه زیباترین گویش فارسی را افغانیان پارسی زبان دارند به گویش دری
افغانستان جزعی از ایران است .
و اما این عطر بی نظیر است . در سفر آقای گوالتیری به اصفهان از ایشان پرسیده شد آیا ازین طیف گسترده ی مشابه سازی ناراحت و نگران نیست و پاسخ داد که اتفاقا این نشان از موفقیت رایحه است و حکایت از علاقمندی ی عطر دوستان به این رایحه ی خاص دارد پس موفقیت و معروفیت من را بدنبال داشته ست .
برخی روایح به واقع خاص اند به این معنی که مخاطب پس از مواجهه احساس میکند قبلا هرگز چنین رایحه ای را نبوییده است نیز نمیتواند حدس بزند که این رایحه چه میتواند باشد . هر چند پس از بارها بوییدن به مرور آشنا و سپس ملکه ی ذهن اش خواهد شد .
مثلا آونتوس یا اغلب عطرهای خوشبو ، خاص نیستند و صرفا بدلیل زیبایی ی رایحه صاحب معروفیت و محبوبیت شده اند حال اینکه اقبال عطرهای خاص فقط بدلیل تفاوت است و از نشانه های عطرهای خاص این است که دو دستگی ایجاد میکنند ، یا نهایت علاقمندی و یا نهایت تنفر محصول ایشان است حال آنکه عطرهای مشهور بجهت خوشبویی ، چنین تمایزی را حاصل نمیکنند ، اغلب علاقمند آنها هستند اما اخذ تنفر را در کارنامه ندارند بلکه بی اعتنایی .
بلک افغان پس از آونتوس مقام دوم دارد در همه گیری و این نشان از تنوع طلبی ی عطر دوستان به حس روایح جدید و خاص است اما خاص از جنسی که مقبول و دلنشین نیز باشد که اغلب خواص از آن عاری اند !
یکی از علاقمندی های حقیر ، این عطر است خصوص درین فصل .
موفق باشید انشاله
14 تشکر شده توسط : عباس بهرامی صمیمی
مسیح عزیز
بله . اینچنین است
مسکینی را پرسیدند این چه حال است که تمول ات شنیده ایم به حد کفایت ، نیز پدرانت به دانش سرآمد بودند !
گفت : عجب مدار
کسی که دشمنان پدرکشته ی خود پرستش کند
و دوستان دلسوز خود لعن و نفرین کند
خدمتگذاران خود ، کشته یا نفی بلد کند
بر پدران خود که بزرگان بر ایشان تعظیم گویند ، لعن فرستد
کفران نعمات کند به عمل و شکر ، به زبان گوید
با یکتاپرستان عداوت و با بی خدایان رفاقت کند
به نام خدای ، ستم پیشه کند
گردن آزادی زند به تیغ عدالت
مستوجب خسران است به وعد الهی
که کسی را زین قرار فرار نباشد
و اکنون گرفتار آمده ام و زمان میگذارم به اسارت چنان که ثروت بکار نیاید
لیک امید بر آن است که این تجربه کارگر آید و دایره بر مدار مدور بگردد به قانون طبیعت و اکنون مصلحت صبر است به تعقل و مرور است به تفکر
16 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
سلام
جایی خوندم یکی از اختلافات بزرگ سران کرید ، در قیمت گذاری ی این عطر بود . گویا بارها درین خصوص مشورت کرده بودند . عده ای معتقد بودند حال که بدلیل استفاده از روایح سنتتیک ( هرچند با کیفیت عالی ، اما ارزان تر ) قیمت تمام شده ی عطر بسیار پایین تر از رنج همیشگی ی کرید است باید قیمت با تعادل تعیین و عرضه شود و عده ی دیگر معتقد بودند این عمل باعث انحراف ذهن مخاطبین کرید و کلا عطرهای سنتتیک خواهد شد و بر فروش و اقبال اینگونه عطرها در عرضه های متعاقب ، پر تاثیر خواهد بود .
شفافیت و خنکی ی زبانزد این عطر به جهت کاربرد روایح سنتتیک است و در غیر اینصورت چنین شفافیت و برودت قابل وصول نبود .
در معدل بدون شک مفیستو سرجف برنده است .
حال آنکه به نظر من اگر در برندهای دیگر جستجویی کنید و راهنمایی ی دوستان خبره را مد نظر قرار دهید ، چه بسا از خرید هر دو صرفنظر کنید !
قیمت میتواند چنان پر اهمیت باشد که حرف اول را بزند و بی شک میتوان با کمی تحقیق و کنجکاوی و پرسش ، از کلیه ی برندها عطرهای مشابه را پیدا و پس از معدل گیری و تست ( که سلیقه ی شخصی در آن اهمیتی ویژه دارد و نقش اصلی را بازی میکند ) عطری شایسته تر یافت و اتفاقا حُسن عضو بودن در این خانه ، همین است علاوه بر کسب دانش در هنر عطاری .
انشاله موفق باشید دوست جدید ما
25 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Shahrokh
Megamare
لینک به نظر 14 بهمن 1400 تشکر پاسخ به Neurostyle
درود بر محسن دادجوی گرامی
منکه عرض کردم آقا !
شما که قدیمی هستید و به خلقیات شما اشراف کامل هست خداراشکر .
شکی نبود که اینچنین است .

آنقدر خاک خوردگان این خانه پرشمار اند که نام بردن از ایشان طومار میشود .
حداقل یکصد نفر درین خانه حضور مستقیم دارند و حقی بزرگ که مدتهاست نعمت حضور دارند بر ما و در صورت نیاز پاسخگو اند .
اما برخی چون نامبردگان شما تلاشی مضاعف دارند که جای تقدیر دارند که منظور نظر شما نیز همین بوده ست .
بقول شما همه معطر اند .
و اما بله ! برخی علاوه بر بوی عطر ، رایحه ی خاک نیز میطراوند از بس که مشغول پاکسازی و گردگیری ازین خانه اند و بقول عامیانه خاک اش زیاد خورده اند :)
همین است که همه عاشق رایحه ی خاک باران خورده ایم :)
انشاله که همگی دلشاد باشیم و پر انرژی و کنجکاو کشوف روایح
10 تشکر شده توسط : عباس بهرامی صادق اف
Presidente
لینک به نظر 13 بهمن 1400 تشکر پاسخ به امیرحسین پیشگر
دوست عزیز جناب امیر حسین پیشگر
سلام
چند عکس از پرزیدنت خودم گرفتم و برایتان در عطرگرام گذاشتم . در همان صفحه راهنمایی خواهم کرد .
اگر از عطرافشان خریده اید که نیازی به نگرانی نیست در غیر اینصورت مقایسه کنید .
انشاله موفق باشید
13 تشکر شده توسط : عباس بهرامی 𝐴𝑟𝑑𝑒𝑠𝒉𝑖𝑟 𝑆
Dior Homme Intense
لینک به نظر 13 بهمن 1400 تشکر پاسخ به آمنه محبوبی‌نیا
شما لطف دارید خواهر زیبا صورت و زیبا سیرت ما
تا خود مهربان نباشید ، مهربانی را درک نخواهید کرد ضمنا حضرتعالی به ویژه برای شخص من عزیز و محترمید که همکار مادر و خواهرم هستید و منفک ازین ، تمامی ی آموزگاران حقی سترگ بر ما دارند که نعمت سواد ما به سبب زحمت ایشان است .
درود بر شما آموزگار گرامی
15 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan