شما لطف دارید خواهر زیبا صورت و زیبا سیرت ما
تا خود مهربان نباشید ، مهربانی را درک نخواهید کرد ضمنا حضرتعالی به ویژه برای شخص من عزیز و محترمید که همکار مادر و خواهرم هستید و منفک ازین ، تمامی ی آموزگاران حقی سترگ بر ما دارند که نعمت سواد ما به سبب زحمت ایشان است .
درود بر شما آموزگار گرامی
ایرج روحانی عزیزم
تو چه قلب بزرگی داری !
آقای محسن دادجو از دوستان قدیمی ی ما هست در این خانه .
دیروز که پیامشان را خواندم ، ناراحت شدم از یک موضوعی . میخواستم نقدی به نظرشان الحاق کنم لیک چون نام حقیر در جمع نبود کوچکترین شکی نداشتم که نقد ام به اشتباه تفسیر خواهد شد !
در ابتدا عرض کنم که اتفاقا و راجع به شخص خودم حق کاملا با ایشان است ، زیرا حضور یا عدم حضور حقیر توفیر زیادی در این جمع بزرگ ندارد .
اما چنین پیامهایی خوب اند بشرطی که یا اسمی مقیود نباشد یا نام همگان خانواده حاضر باشد .
دیروز آخرین نفری که عضو این خانه شد ، چه کسی بود ؟
خانم یا آقایی که این منزلگاه را پسندیده و اعضایش را به مهر ، منتخب کرده و سپس زحمت عضو و حضور به خویش داده و به همه ی ما سلام گفته نیز ، از اعضاء مهم این خانواده است و هنگامی که نام خویش نمیبیند ، دلسرد میشود و احساس میکند حضور اش هیچ اهمیت ندارد !
حال اینکه با حضور ایشان است که حضور ما معنی پیدا میکند .
مباد که دلی بشکند !
که اگر شکست و حضور به عدم حضور منجر شد ، پس اینگونه پیامها نه تنها به این خانه کمک نکرده است که ضرر نیز زده است !
عرض کردم که جناب دادجو از رفقای قدیم است و کوچکترین شکی به خیرخواهی ی ایشان به جهت صدور دلگرمی و پخش عطر مهر بر ایشان وارد نیست که ایشان را مدتهاست که میشناسیم ، لیک عرض بنده در خصوص اینگونه نظرات است .
آنهاییکه عضو نیستند و فقط میخوانند ، بسیار مهم اند از باب حضور ، چه رسد به شخصی که همین دیروز همخانه و همخانواده ی ما گشته ست به زحمت حضور !
ازین منظر درود میفرستم به تمامی ی حاضرین این خانه و خوشحال ام که این خانواده روز به روز بزرگتر و منسجم تر میشود ، باشد تا ببینیم که این خانواده ، بزرگترین در کشور شده اند .
ایرج عزیزم ، قلب بزرگ ات را پاس و بر تو درود میفرستم .
با ارادت
عضو کوچک این خانه
دوست عزیز جناب احمد پور حسین
سلام
بله . همینطور است .
خرید عطرهای گران و طراز اول زمانی توجیه دارد که شما بسیار در برندهای دیزاینر طراز بالا چرخیده باشید و آنها را بخوبی شناخته باشید و به این هنر اشراف کامل پیدا کرده باشید و سپس کیفیت را خواهید شناخت و پس از آن فقط مبحث سلیقه در بویایی مد نظر قرار خواهد داشت و در برندهای طراز اول خواهید گشت تا کاری را که مناسب مجلسی خاص یا موردی ویژه که در ذهن دارید نامزد و منتخب کنید .
عطرهای گران ، مناسب کارهای گران اند :)
این برندها در رنج قیمتی ی مد نظر شما قابل به تحقیق و تست اند :
لالیک ، دیویدوف ، دانهیل ، مرسدس بنز ، بنتلی ، هالووین ( خسوس دل پوزو ) ، جوپ ، جگوار ، رساسی و اجمل و ...
من شخصا خیلی با برند آرماف میانه ای ندارم و آرماف را در حد برندهای فوق الذکر نمیبینم البته این نظری شخصی ست . در برندهای متفرقه ی دیگر هم کارهای فاخر با این رنج قیمتی هست مثل گس فور من یا درتی انگلیش و دیگرانی که الان ذهن یاری نمیکند . حتی کالوین کلین و دیگر برندهای متوسط نیز کارهای ارزان خوب دارند .
خلاصه اینکه تعدادشان کم نیست و مسئله ی مهم این است که باید حتما تست کنید تا نزدیکترین به سلیقه ات را پیدا کنید .
تا تست نکنید هیچ فایده ندارد !
مثلا فرض بفرمایید من الان که اشراف به سلیقه ی خاص شما ندارم ، یک عطر را که بهترین است از نظر خودم و بهترین است از نظر نود درصد دیگر عطربازان حرفه ای خدمتتان معرفی کنم و شما بدون تست خریداری کنید و سپس متوجه شوید کوچکترین علاقه ای به آن ندارید و اصلا از دید شما عطری خاص نیست و خیلی هم معمولی است ! این اتفاق بارها افتاده است .
چون فرموده اید که عطرهای نامبرده را تست نکرده اید اولین قدم تست آنهاست تا حدود سلیقه ی شما مشخص شود ، آنوقت چند نام میبرید و حقیر و دیگر دوستان کارهایی بهتر در آن دسته را خدمتتان معرفی خواهیم کرد .
موفق باشید انشاله
دوست بزرگوار ام سلام و احترام
خدای را سپاس بابت این افتخار
این لطف خدای من و بزرگترین ِ نعمات بر حقیر است که اینگونه مورد لطف دوستان هنرمند و هنردوست این منزلگاه واقع گردیده ام حال آنکه سزاوار این میزان از ستایش نیستم و این ، مهر جاری ی دوستان ام میرساند به سرچشمه ی لطف این منزلگاه .
دلها بهم راه دارند .
و چشم و به دیده ی منت و امید که لایق باشم .
و مهرورزی جز به اهالی ی این خانه ، نشاید و نباید
جوان رعنا علی افتخاریان عزیزم
سلام
مخالفت ؟؟ مخالفت با چه ؟
مگر من غیر ازین گفتم ؟
من با تک تک جملات ات موافق ام
من از امروز نگفته ام ، که بطور کلی گفتم در زمستان ایم و شما به جزء زمستان امروز را تشریح کرده اید .
من از دیروز گفتم و کسب تجربه ی امروز که برای خود ، زمستان ساخته ایم !
دلیل این زمستان میدانی چیست ؟
ساده ست !
شکر نعمت ، نعمت ات افزون کند
کفر ، نعمت از کف ات بیرون کند !
کفران نعمات کردیم و نعمات از کف دادیم و این حق ماست !
باید این زمستان ببینیم .
اما حُسن اش :
این بار سوم است که مذهب ایرانیان را به زمستان میرساند زمستانی خشکسال این بار !
و این تجربه بسیار مغتنم است بر آیندگان .
من زمین شناس ام . از این منظر نیز مصداق دارد :
زمانی که آتشفشان میخروشد و حکمرانی میکند و مواد مذاب همه چیز میسوزاند و خاکستر میکند ، به مجرد آن و به سرعتی حیرت آور ، همه چیز از نو میروید با سرعتی چند برابر و آن سرزمین چندین برابر ِ قبل آن ، سبزی و زندگی بر خود میبیند !
زمستان ، هر چه سردتر و میراننده تر ، بهار اش زندگی بخش تر !
تمام منظور ام این است :
سرزمینی سبز داشتیم ؟ بهترین بودیم ؟ اکنون به خاکستر نشسته ایم ؟
نومید نباشید که تجربه ی ما را هیچ ملت ندارد
پیشینه ی ما را هیچ ملت ندارد
اصلا همین بود که از ما ترسیدند ، تخم نفاق پاشیدند ، تفرقه ایجاد کردند و حکومت کردند بر ما !
به کوتاه زمان ، به تجربه ی گذشتگان ، در حال اوج گیری بودیم که بر زمینمان زدند .
آموختیم که کفران نعمات چه عاقبت دارد
آموختیم دین افیون ملتهاست
سرزمین ما بزودی از دل خاکستر ، سبز خواهد شد
ای کاش زنده باشم ، ببینم و تصدیق بگویم به مصداق !
فرق ما با ژاپن و کره و چین در تداخل دین و سیاست است که امروزه و درین زمستان آموختیم که ما را به خاکستر نشاند ، پس تکرار اش بدور از عقلانیت است .
حال اینکه سرزمین ما ثروتمندترین است به تمامی ی ثروت های جهان .
پس از زمستان ، بهار است !
هیچ در این شک نکنید که قانون طبیعت است و طبیعت را بی قانونی ناشناخته است .
این نومیدی ها ما را به انحتاط نزدیکتر میکند مثل کسی که در مشکلات خودکشی میکند !
این نیز ، دیگر عیب ماست با تاسف !
نمیگوییم که میجنگیم با مشکلات
میگوییم حال که زمستان است باید مُرد و در انتظار بهار نبود که بهار بی معنی ست بر ما و ما بهار نمیشناسیم و هرگز بهار نخواهد شد !
دو راه بر ما موجود است :
یا به سمت مرگ برویم به ناتوانی و عجز و مداوم بگوییم که عاجزیم و نابلد و ناتوان
یا به سمت زندگی به تجربه ی اندوخته و توانایی
هر کس یکی ازین دو انتخاب میکند
ای دوستان دانشمند و فرهیخته ام :
شما کدامین انتخاب میکنید ؟؟
کامران عزیز عرض احترام.
حقارت ؟ خدا نکند .
شما از اعضاء فکور و هوشمند این خانه اید و سطح سواد شما از بیانتان هویداست .
اگر غیر ازین بود هرگز مخاطب حقیر نمیبودید که اینجانب کمتر با شخصی درین خصوص مباحثه میکنم و تا مشرف به ادراک و شعور وی به مزید نشوم داخل به بحث نخواهم شد .
خب اشکالی ندارد ! سلائق گوناگون است و نیز علائق .
هر کس از پشت عینک خود که به سواد و تحقیق و مطالعه ساخته است میبیند . روش ها یکی ست لیک مسیرها گوناگون اند .
مسیر فکری شما محترم است بر ما .
دانش در ابتدا نزد ایرانیان بوده است لیک دیگران که فارغ اند از تداخل دین در سیاست ازو بهره بردند و ما اندر خم کوچه های تنگ و تاریک مذهب ایم .
ایشان از سواد ما به خدا رسیدند از کانال خدمت به مردم و ما کماکان به دانسته ها بسنده کرده ایم و در مقام عمل نکوشیده ایم .
لیک اینها تجربه است و زمستان در گذر !
انشاله موفق باشید و آرزو میکنم در همان جایی سکنی و عمر گذارید که علقه ی شماست .
من اگر روزی مخیر به انتخاب باشم کماکان از خدا خواهم خواست در این خاک متولد شوم و خواهم بالید به آن .
سپاس بابت احترام به پاسخ به حقیر .
با احترام متقابل
سرکار خانم گلی ی اندیشمند ما
سپاس
نظری ثبت کردم دیشب که بعد از جناب مدیر تقاضای عدم درج کردم که مبحث طولانی نشود و امروز مجدد تقاضای درج !
از بس که کار مدیر ما کم است زحمت می افزاییم :)
به ایشان جز سپاس و دعا نتوانیم .
گفتن نتوانیم ، نگفتن نتوانیم
ای داد که این حال امروز ماست !
سپاس بسیار بابت معرفی ی کتب ، سرکار خانم گلی ی آداب دان و کتاب دان ما .
حضور اندیشمندانی اهل مطالعه چون شما بر ما مغتنم و پرنعمت است . درود بر شما
نیز درود بر همه ی دوستان اندیشمند و معطر ام
کامران عزیز
درود بر شما .
اتفاقا و اگر نیک بنگری ، مهمترین چیز همانی ست که تو دوست عزیزم آن را بی اهمیت میشمارید :
پیشینه !
بام ما بیش تر و بلندتر است که پیش از دیگران ساخته ایم و ارتفاع ، بیش گرفته ایم ! لیک آنکه بام اش بیش ، برف اش بیشتر ، و اکنون زمستان میگذرانیم به جبر روزگار .
در فصل شکوفه که رسیدن اش " ناگزیر " است ، بام ما فرازتر است به جهد و کوشش معمارانی بزرگ که پایه و فونداسیون اش که مهمترین است ، به دانش و جهد ، به جد چیده اند .
این جهان بر تواتر است ، فراز داشتیم و اکنون در زمستان فرود ایم و هر دو را تجربه کرده ایم که دیگران تنها یکی را ، که تازه کار اند !
ما همان بهترین اسب مسابقه ی پیری هستیم که ژنی قوی در خود دارد و در مرحله ی آمیزش ایم و بزودی کرره ای جوان از این ژن متولد خواهد شد ، که قانون درب و پاشنه را میدانید !
لیک درین بین عده ای بی حوصله و ناصبور میشوند و گلایه میکنند ، ناشکیبایی عیب ندارد اما نفی همه چیز و همه کس ، معیوب است .
در ایران ، خِرد جمع در حال افزایش است که این کمکی مضاعف است در فصل شکوفه و بر بام دنیا به تجربه انشاله
شیر که در قفس گرفتار شده را کفتاران میخندند ! اما نمیتوان گفت که اکنون ژن اش ، پیشینه اش و تجارب اش در شکار ، هیچ است و دیگر هیچکدام اینها به کارش نمی آید
به قول اشاره ی مسیح ، ما چون کرم ابریشم ایم که قبل از نعمت پرواز ، جبر اسارت میگذرانیم !
ای همه ی دوستان عزیزم
تجربه ای بس گران بها را که خود بارها و بارها ، آزموده ، دیده و شنیده ام را خدمتتان یادآوری کنم :
هر زمان قافیه بر شما تنگ گردید و حملات از هر سو رو به شدت گرائید و اوضاع و احوال به وخامت رو کرد
آنچنان که مستاءصل شدید
بدانید
فجری بزرگ به مفتاحی عظیم در راه است
و این جمله ی خدای را باید به طلا نوشت :
هان ! که پس از سختی آسایش است سپس و موکد :
بدرستیکه از پی سختی ، آسایش است !
ایران ما اکنون احوال پیری حکیم را ماند که جوانان برنا که مشغول آسایش اند بر وی میخندند
حال اینکه بی خبر اند که او در حال آموزش کودکی ست که ژن خود را دارد و پیش از موعد در حال آموزش حکمت و پرورش تجربه است !
هیچ پیشینه ای ، بیکاره و بیفایده نخواهد بود
این قانون این طبیعت است ، که میبینیم درختان خشک در سال بعد و پس از خروج از زمستان ، بلندتر ، حجیم تر ، زیباتر و پربارتر اند .
ما در حال کسب تجربه ایم در زمستان ، و پیشینه ای داریم که دیگران چنان غبطه ی آن میخورند که دائم از طرفی نفی اش میکنند و از طرفی برای خود ، به دروغ ، پیشینه میسازند !
:)
نمیگویم که ژاپن ، کره و اکنون چین نمادهایی عینی اند که ایشان پیشینه ی ما را ندارند
اما گویم آنکه دیرتر آید ، خوشتر آید !
رئسای جمهور قویترین کشور جهان هر کدام مفتخر اند که میهمان کهن ترین مردم جهان بوده اند از تمدن و معترف اند که از قوانین ما بهره برده اند و سردرب سازمان ملل از اندیشه ی اندیشمندان ما نگاشته اند و هرساله به یک زبان غیر از زبان مادری ی خود تبریک نوروز گویند به فارسی و شعر از شعور ما خوانند به این زبان .
و این را تمامی ی مردم جهان میبینند که صدها زبان زنده و جاری در جهان داریم !
صبور باشید دوستان ام
حتی اکنون و در زمستان ، فرزندان ایران زمین ، به نام آوری ، شهره ی جهان اند !
حال اینکه از مام وطن دور اند ، خوش باد زمانی که از سویی بهار شود و از سویی فرزندان به دامن مام آیند !
صبور باشید دوستان ام
که خدای ما بر همه چیز آگاه است
همان خدایی که این سرزمین را " پربارترین " آفریده است به لیاقت هزاران سال یکتاپرستی !
آسوده باشید دوستان ام که اگر هیچ ندارید
خدایی ناظر و سرزمینی کهن و پدرانی بزرگ و نام آور و پیشینه ای پر فراز و نشیب از تجربه اندوزی و فرزندانی هشیار به این همه دارید !
بیهوده نه ای ، غمان بیهوده مخور
در انتها فکوری و صبوری ی مدیریت محترم این خانه را ارج مینهم و بر ایشان درود میفرستم .
پاسخ مدیر : نظر مورد مذکور به درخواست شما تایید نشد
دوست عزیزم جناب کامران عزیز
من همه ی کامران ها را دوست دارم چون نام برادرم چنین است :)
سلام
با قسمت هایی از فرمایشاتتون موافق ام
اما در انتهای آن بسیار متعجب شدم . سطح سواد شما بسیار بالاتر است از این نتیجه گیری که همگان به یک خطاب بخوانید !
ما بیسواد و بی چیز و تهی نیستیم !
فقیر ، هستیم در عین ثروتمندی ی اعطایی ی خدایمان که آنچه همه ی ممالک دارند ما یکجا داریم .
ما قدیمی ترین در تمدن و کشف و پرسش ایم .
ما قدیمی ترین در یکتا پرستی هستیم .
ما اصل مطلب خلقت را هزاران ( ! ) سال پیش تر دریافته ایم .
بخواهم ادامه دهم طومار میشود از شروع خدمات کوروش به جهان ِ آدمیت تا کنون !
پس ادامه نمیدهم که تمامی ی اندیشمندان این خانه بر کل یا قسمتی کافی از آن مشرف اند .
اما مشکلی بزرگ داریم که آنچنان بزرگ است که پس از کشف و شهود آن ، تا کنون اصلاح اش مقدور یا شاید مقدر نبوده است :
ادراک ایرانیان از مذهب و یکپارچگی ی آن تا کنون صورت نپذیرفته است . آنقدر که ایرانیان کنجکاو و پرسش گر اند به تمامی ی کشوف و شهودات عالم مسلط ، لیک جمعبندی را نتوانسته اند !!
نیز ایرانیان ِ عام مشکلی بزرگ دارند :
خود را نفی میکنند ! پدران خود را نفی میکنند !
بزرگان خود را لعن میکنند !
بر همه ی دنیا ، مرگ آرزو دارند بجای اینکه از علوم خود چنان بهره ببرند تا بالاترین باشند !
مرغ همسایه را غاز میپندارند حال اینکه دنیا به دانشمندان ایران غبطه میخورند .
ایرانیان سه دسته شده اند :
دانشمندانی که کشف کرده اند و دنیا مدیون ایشان اند .
علمایی که مشرف به بی تدبیری و نا ادراکی ی عوام از مذهب اند .
عوامی که بین این دو ، حیران اند :)
موفق باشید و فراموش نکنید در جمعبندی ای که فرمایش کرده اید ، خود نیز حضور دارید و درست است که دانشمندان خود را هیچ میپندارند اما کل را هرگز هیچ و تهی قضاوت نمیکنند !
جناب اسماعیل پور
خواهش میکنم .
ساخت را که فراموش کنید !
اما خرید ممکن است . در تهران هستند جاهایی که موجود دارند لیک بسیار مهم است که سالم باشند !
پیشنهاد : اگر تک نت ها را فقط برای شناخت رایحه مد نظر دارید ، بهترین کار این است که پنجاه شیشه ی کوچک تهیه کنید و بروید عطاری و تمامی ی گیاهان و موادی را که از ایشان تک نت میسازند و در عطرسازی استفاده میکنند تهیه کنید . اولا هزینه ی چندانی ندارد و دوم اینکه همان کار را برای شما انجام خواهند داد .
موفق باشید