نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
درود بر عزیزان عطرافشانی،امیدوارم که حال دلتون خوب باشه.
در میان تمام عطرهای برند این یکی شاید مشهورترین نباشد. اما برای آنهایی که آن را پیدا میکنند، مثل یک گنج پنهان در میان تپه‌های شن میماند.که دور از چشم مانده و در دسترس نیست اما ارزش هر قدمی که برای رسیدن به آن میشود برداشت را دارد.
با یک عطر تمام شرقی طرفیم پس اگر دنبال عطری هستید که بوی گل و مرکبات بدهد این عطر شما نیست.اما اگر میخواهی هر بار که اسپرش میکنی برای چند ثانیه به سرزمینهای دور سفر کنی، اگر میخواهی بوی گرمای کویر، شیرینی خرما و دود چوب عود روی پوستت بنشیند این عطر منتظرت است.
سفری به اعماق کویر در دل یک بطری،بعضی از عطرها را نمیشود فقط استشمام کرد باید واردشان شد.یکی از همان عطرهای نادر است که مرز بین بو و مکان را محو میکند. همانطور که از نامش پیداست این اثر ما را به دل شنهای روان میبرد،کویری رویایی،گرم و اسرارآمیز که در آن کاروانیان زیر نور ستاره ها چای مینوشند و باد داستانهای کهن را زمزمه میکند.
در شروع مثل قدم گذاشتن در یک کاروانسرای قدیمی در شامگاه است. دارچین با گرمای تند و شیرین خود فضا را پر کرده با گیاهان ناشناخته با رایحه هایی که هم میوه ای است هم کمی تلخ و صمغی مثل عرق گیاهی که در آفتاب خشک شده باشد. این دو در آغوش اسمانتوس قرار میگیرند گلی که بوی چرم و زردآلوی خشک را همزمان دارد و به ترکیب عمقی مخملی و کمی چرمی میدهد.در لحظات اولیه حس و حال شبیه به زمانی است که در یک بازار کهنه شرقی، کیسه های ادویه را یکی یکی باز میکنی و بوی گرم و خشک آنها صورتحساب را پر میکند.
در میدل نت عطر نفس عمیقی میکشد و لایه اصلی خود را رو میسازد اینجا جایی است که خرما وارد میشود.این خرمایی است که زیر آفتاب کویر رسیده پوستش ترک خورده و شیرهاش غلیظ شده.شیرین است اما خاکی و گرم.در کنار خرما، جاودانه یا همان جاودونه قرار دارد. این گیاه بوی عجیبی دارد،رایحهای شبیه شربت افرا و کاری در هم تنیده شده، کمی تلخ، کمی دارویی اما به طرز اغواکننده شیرین. جفت شدن آن با خرما، یک کنتراست هوشمندانه میسازد،شیرینیای که هرگز به شربت بودن متهم نخواهد شد چون همیشه یک لایه گیاهی و تلخ زیر آن حضور دارد. لابدانیوم نیز در این لایه حضور دارد.بوی کهربایی و چرمی با تهنت شیرین و بالزامیک میدهد.در این مرحله عطر به اوج خود رسیده انگار در زیر سایه درخت نخل و باد گرم کویر نه تنها عرق پیشانیت را خشک میکند، بلکه بوی خرمای رسیده و صمغ درختان را با خود بهمراه دارد.
در آخر شیرینی خرما کمکم محوتر میشود و نتهای پایه خود را نشان میدهند.عود وارد میشود تم عود بیشتر سوخته و خاکستری است مثل چوبی که ساعتها در آتش مانده و حالا فقط بوی دود و زغال در حال خاموش شدن را میدهد.کندر در کنار عود آن حس کلیسایی و روحانی را اضافه میکند.کندر اینجا سبک است.مثل بویی که از آتش سوزاندن صمغ در یک شب کویری بلند میشود.پچولی حلقه آخر این زنجیر است.خشک، تقریباً پودری و شبیه به پوسته درخت است. این نت است که به عطر آن حس ماندگاری و عمق چوبی را میدهد.
در این مرحله عطر به پوست نزدیک میشود و اثری از خود بر جا میگذارد که یادآور لباسی است که یک شب کنار آتش بوده و فردا صبح که آن را میپوشی هنوز بوی دود و گرما از آن بلند میشود.
پخش بو متوسطی دارد که با شخصیت عطر همخوانی دارد ولی ماندگاری بالایی دارد.
لحظات معطر و آرامی از ایزد برایتان خواستارم.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»


33 تشکر شده توسط : broken 𝒜𝓎𝓁𝒾
درود جناب خردمهر بزرگوار که این چنین به زیبایی یاد بردی از اساتید و زیباجویان که الحق بی چشم داشت جمع شدند تا این عطش عشق معطر کمی فروکش کند و در کنار هم نظرات خودمان بیان کنیم بلکه جهت درست به دیگر عزیزان نشان دهیم.این چرخه در حال گردش از دیگران آموختیم باید به دیگران آموخت.
و این عشق بی پایان ما عاشقان به معشوقه مشترکمان هست که گرد هم آورده تا فقط به دنبال زیبایی باشیم.پروردگار شاکریم بخاطر نهادینه کردن لذت این عشق.امیدوارم در این روزهای کم فروغ دوباره رنگ،رایحه،نور و عشق طنین انداز بشه تو این سرزمین کهن و همه با حال خوب گرد هم در این محفل عطرافشانی کنیم.
34 تشکر شده توسط : Mod _ Iran 𝒜𝓎𝓁𝒾
درود جناب خردمهر بزرگوار که این چنین به زیبایی یاد بردی از اساتید و زیباجویان
10 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Eric Revo
درود و عرض ارادت خدمت همه دوستان عطرافشانی،امیدوارم حالتون خوب باشه در ایامی که حال دل خیلیمامون خوب نیست.
آکوا سلستیا یک شاهکار مینیمال و لوکس است.هیچ تلخی، تندی یا غبارآلودگی در آن نیست. مثل آب شدن یخ کوه در یک لیوان کریستال است.آکوا سلستیا میشه اینجوری تفسیر کرد که تصویری از آسمان درون یک قطره آب است.
آکوا سلستیا اصلاً شروع تندی ندارد،فرانسیس کورکجیان مثل یک معمار رایحه سه مرحله را روی هم گذاشته تا اپنینگ عطر رقم بزند.ترنج و لیمو داریم که ترش و تیز نیستن و ترنجی که نمکی و خنک است.و نعنا و چای سبز داریم که این نقطه‌ی جادوی کار است. نعنا را طوری باز کرده که هرگز تداعی‌کننده خمیردندان یا آدامس نیست. نعنایی خیس خورده شبنم زده است.یک رگه ادویه سفید و تقریباً پودری آخرین مرحله شروع را آماده میکند برای ورود به قسمت اصلی بدون اینکه اصلاً بفهمیم چه زمانی تغییر کرد.در میدل نت یک رگه غیرقابل انکار از حسنای آبی و زنبق که بوی واقعی گل نمیدهد و فقط حس پاکی منتقل میکنند.
فوران ترکیبات سبز داریم که حس تازگی هوا بعد از باران است.
وسط عطر مثل این که در شیشه عطر را برداشته‌ و هوا را بو میکنیم و عطر هوا بوی سلستیا میدهد فقط.
درای داون آرام و بی سر و صدایی داره،وقتی عطر از روی پوست بلند میشود فقط یک لایه مشک سفید و موس بجا میماند که انقدر ظریف است که انگار اصلاً عطر نزده‌ایم.مثل یک دستمال مرطوب معطر که در پوست کشیده و چند لحظه بعد آثارش خشک شده است.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»


29 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 هاشم پور
درود دوست گرامی،عطر طبع گرمی داره و با ارفاق در روزهای خنک بهاری هم قابل استفاده هست.موفق باشی
13 تشکر شده توسط : هاشم پور نیلوفر کرامتی
Side Effect
لینک به نظر 24 اسفند 1404 تشکر پاسخ به عارف
درود بر شما و همه عزیزان،دقیقا شگفتی دنیای عطر همینجاست که واقعاً چیز عجیبیه،دقیقا عطرهایی که در برخورد اول جالب و خوشایند به نظر نمیرسد در آینده جز بهترین عطرها میشه،به کرات همین مسئله برای خودم و اطرافیان و حتی استادید اتفاق افتاده و قطعا همه با این مورد دست و پنجه نرم کردیم.و این به نظرم یکی از ویژگی های خارق‌العاده دنیای روایح.
13 تشکر شده توسط : هاشم پور نَرشا
درود امیدوارم حال همه عزیزان در این ایام برزخی خوب باشه.
دوست گرامی همانطور که در نظرم عرض کردم آنجل شیر دارچین و ویس.کی حاکم بودند،اما در پاردایس رز و تمشک الکلی با تونکای چوبی حرف اول رو میزنن.پارادایس به نظرم لیکوری تر هست و شفافیت و شادابی بیشتری دارد.به امید روزهای سراسر نور و عشق
30 تشکر شده توسط : هاشم پور Arian Xa
این عطر که میزنی باید رفت زیر سقف یک کلیسای سنگی که دود شمع‌ها قرن‌هاست از آن بالا میرود.تاریک و یه حس دوگانگی که نمیدانی فضا روحانی یا ترسناک.
اسمش شوخی ندارد،ترور و شکوه.الهام‌گرفته از معماری خشن و عظیم نیکلاس هوکسمور همان معمار دیوانه‌ وار باروک که کلیساهایش بیشتر شبیه احضارگاه نیروهای تاریک‌ اند تا جای عبادت. این عطر هم دقیقاً همین است سنگ و دود،تاریکی و عظمت.چرا این عطر بعضی‌ها ترسناک چون مغز ما بوی دود، قیر، جوهر تیره و فضای بسته را به خطر ربط میدهد. این واکنش تکاملی است. اما همزمان رزین‌ها و کندر حس آیین و معنا میدهند. مغز در دوگانگی تهدید و تقدس گیر میکند. همین تضاد است که اسم عطر را توجیه می‌کند،ترور و شکوه.
شروعش لطیف نیست با جوهر سیاه و دود باز میشود و یک تلخی خشک و معدنی دارد.فلفل و کمی صمغ در پس‌ زمینه هست،اما نقش اصلی با آکورد جوهر و دود است.
اینجا نور کم است و بیشتر بوی خاکستر بعد از آتش را میدهد.
کم‌کم فضای مذهبی‌تر میشود. کندر و مر میزنه بالا همان حس مراسم رازآلود. یک گرمای رزینی تلخ دارد که بیشتر تأملی است.
حس چوب سوخته و کمی قیرگونه هم هست که همان امضای دودی و تاریک بیوفرت را دارد.
در انتها چوب و کهربای تاریک و رزین‌ها میمانند. خشک و تلخ، تقریباً معدنی.یک پایان استخوانی و جدی دارد.
اینجا دیگه یک لیوان ویسکی کنار شومینه نیست،بلکه خود شومینه بعد از خاموش شدن آتش است.در یک جمله اینجوری توصیفش میکنم:
بعضی بناها برای عبادت ساخته نمیشوند بلکه برای روبرو شدن با سایه‌ها ساخته میشوند.
این عطر دقیقاً همان سایه است،ایستاده، عظیم و بی‌ اعتنا به ترس انسان.
تست های این برند خاص و عجیب تموم سه تا از بهترین ها برای من اینها بودند و بعدش ریویوهای برند مورد علاقه خودم بودیسی د ویکتوریوس شروع میکنیم.
BeauFort London 1805 Tonnerre
BeauFort London Pyroclasm
BeauFort London Acrasia
24 تشکر شده توسط : هاشم پور 🄼🄾🄽🄰
Oud Maracujá
لینک به نظر 8 اسفند 1404 تشکر پاسخ به هاشمي
درود و سپاس از شما دوست عزیز،خوشحالم که عطرهای مورد علاقتون را پیدا کردید حتما اول تست فرمایید.در خصوص توسکان لدر نظرمو تو صفحه خودش عرض کردم و بقیه دوستان هم ریویوهای خوبی فرمودند که میتوانید استفاده کنید.موفق و موید باشی
10 تشکر شده توسط : هاشم پور نیلوفر کرامتی
این عطر اومده که آدم را بفرسته کف دریا یا اقیانوس جایی که نور دیگر کامل نیست و زندگی شکل عجیبی پیدا میکند.
این یکی از عطرهای تاریک و دراماتیک بیوفرت لندن است. ادای احترام به گیاهان دریایی است.دریایی که سبز تیره است، خزه دارد، شوری دارد، و کمی هم ته‌مزه‌ی غرق شدگی.
شروعش کاملاً جدی است با نت‌های سبز مثل برگ له‌ شده، مثل ساقه‌ای که با ناخن شکسته باشی، مستقیم پرت میکنه وسط یک باغِ مرطوب کنار اقیانوس.
ریحان، ترخون، برگ‌های خیس، یک حس کلروفیلی تند که نه شیرین است نه لطیف.اینجا خبری از مرکبات شاد و پر انرژی نیست.سبزی تیزی دارد کمی تلخ و کمی شور.
انگار موجی از دریا اومده و به یک باغ گیاهان دارویی سیلی زده.
کم‌کم بوی خاک مرطوب بالا میاد. خزه و جلبک.
گل‌ هایی میشه حس کرد اگر باشند ولی سفید و سردند؛ نه عاشقانه، نه اغواگر. بیشتر شبیه گیاهی که در تاریکی رشد کرده اند.فضای آکواتیک معمولی را فراموش کنید. اینجا کمی ترسناک است.پایه‌ی کار چوبی و کمی خاکی میشود.خاکی که خشک نیست و مرطوب است و چوبی که آفتاب نخورده و در سایه مانده.یک تلخی آرام تهش میماند.
این کار برای کسانی مناسب است که از عطرهای تمیز و آبی معمولی خسته شده است و برای کسی که میخواهد دریا را واقعی‌تر تجربه کند با نمک، جلبک و تاریکی‌اش.این کار میتواند یک تجربه‌ی متفاوت باشد.عطری است برای کسی که از تاریکی نمیترسد برای کسی که میداند زندگی فقط آفتاب ظهر نیست،
گاهی باید غروب آفتاب هم دید تا چیزی تازه کشف کرد.
«هر که دریا را سطحی دید، عمق را هرگز نچشید»
21 تشکر شده توسط : هاشم پور Mehrdad Ebrahimi

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan