نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
اگر عطری میخواهی که نه شبیه همه باشد نه با اولین اسپری خودش را لو بدهد،نه به زور فریاد بزنه که خاصم.اینجا با یک عطر طرف نیستیم با یک انرژی رام نشده طرفیم که لباس طلا پوشیده.
عطر با انفجار شروع نمیشود با درخشش شروع میشود.انبه اینجا اسموتی و شربتی نیست.رسیده است گرم است، آفتاب‌خورده کمی دودی در پس‌زمینه.انگار میوه‌ای را بالای آتش نگه داشته باشند.همزمان یک ترشی کنترل‌شده لیمو با مرکبات نرم مثل جرقه‌ای کوتاه میزند تا شیرینی به ابتذال نرود.در قلب عطر عطر هست که هویت خودش نشان میدهد،انبه عقب مینشیند اما از بین نمیرود نوبت چوب‌ها جلو می‌آیند، نه خشن نه خشک بلکه گرم و رزینی.ادویه‌ها کمی زمزمه میکنند ولی شلوغ نمیکنند.پایان‌بندی عطر شبیه خاموش شدن آتش نیست شبیه تبدیل شدن آتش به زغال سرخ است.
چوبی با کمی کهربا و کمی شیرینی مانده از میوه،و یک حس مینرال طلایی که امضای خاص این برند است.این قسمت دقیقا جایی‌ است که عطر از خاص بودن عبور میکند و میرسد به یادماندنی.این عطر جوان‌ بازی نمیکند ولی پیر هم نیست.
مدرن است اما ریشه‌دار.این عطر انتخاب آگاهانه میخواهد.اگر به دنبال عطر روزمره، بی‌دردسر یا امن هستید این انتخاب شما نیست،برای کسانی که از رایحه‌های میوه‌ایِ سطحی متنفرند و نیش پسندند.
24 تشکر شده توسط : خردمهر هاشم پور
این عطر شبیه هیچ‌ کدوم از کارهای رایج نیست.
و دقیقاً به همین دلیل یا عاشقش میشی یا اصلاً باهاش ارتباط نمیگیری حد وسط نداره… مثل خورشید وسط آسمون.
در شروع نور میپاشه نه نور خنک مرکبات تمیزو نه شاد تابستونی معمول.یک نور گرم و نرم که بوی پوست آفتاب‌ خورده میده. لیمو هست اما لیمویی که از یخچال نیومده لیمویی که ساعت‌ها زیر آفتاب مونده کنار اون یک لطافت گل‌ گونه که نه گل‌بازی میکنه، نه جیغ میزنه بیشتر شبیه بوی هواست تا خود گل.هنوز برای قضاوت عطر زود است چون هنوز حرفا برای گفتن داره و این تازه شروع ماجراست.کم‌کم خورشید میرسه به بالاترین نقطه.
عطر گرم‌تر و کمی شیرین ترمیشه اما نه شیرین خسته‌کننده. یک حس آمبری کمی چرمی کمی خاکی،انگار روی سنگ‌های داغ کنار دریا نشستی گرما هست اما باد نمک‌ دار هم هست.
در درای‌داون، همه‌چیز نرم میشه.چرم لطیف، وانیل خیلی کنترل‌شده و مشک تمیز اما انسانی.نه انقدر تمیز که مصنوعی بشه نه انقدر حیوانی که خشن.اینجا عطر به پوست میچسبه نه به هوا برای کسی که نزدیکه نه برای جمع.
این عطر به درد کسی میخوره که عطر رو برای حال خودش میزنه، نه برای بازخورد گرفتن..از رایحه‌های خیلی شیرین، جیغ یا فشن‌پسند خسته شده..عطرهای گرم رو دوست داره ولی نه سنگین و خفه..دنبال امضای شخصی آروم و شیک نه وایرال و همه‌پسند.
26 تشکر شده توسط : محمد خلیلی Baby reXa
وان میلیون لاکی مثل یک ریسک شیرین است عطری که بین جذابیت پاپ‌پسند و وسوسه‌ی خوراکی‌گونه راه میرود، بدون اینکه به ابتذال بیفتد.
با آلو، گریپ‌فروت، ترنج و نت‌های اوزونیک باز میشود شروعی میوه‌ای، کمی آبدار و شفاف با حس هوای تازه. آلو اینجا نقش یک شیرینی نرم و دلنشین را دارد نه شربتی و نه سنگین شروع، سرزنده است اما کودکانه نیست شاد است اما جیغ نمیزند.
در میانه امضای واقعی لاکی شکل میگیرد،فندق و عسل در کنار چوب کشمیر، سدر، یاس و شکوفه پرتقال.
این بخش حس خوراکی شیک دارد فندق گرم و کمی خامه‌ای، با عسل کنترل‌شده که شیرینی را بالغ‌تر میکند. اینجا عطر از یک میوه‌ای ساده تبدیل میشود به چیزی خوش‌خوراک، خوش‌بو و کمی اعتیادآور.در انتها پچولی، وتیور، خزه بلوط و آمبروود ظاهر میشوند چوبی، کمی خاکی و مردانه‌تر. این مرحله عطر را از حالت صرفاً شیرین بیرون میکشد و به آن وزن و شخصیت میدهد. پایانش تمیز، گرم و خوش‌ماند است بدون اینکه بیش از حد سنگین شود.پخش بو معمولاً متوسط رو به خوب و ماندگاری قابل قبول نه انفجاری، نه ضعیف، دقیقاً در حد یک دیزاینر خوش‌ساخت و قابل‌اعتماد.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
23 تشکر شده توسط : Baby reXa امیر رنجبر
شروع عطر ترکیبی از نت‌های روشن و تمیز (کمی حس مرکباتی بسیار نرم) و لمس ظریف گیاهان معطر،شفافیت صابونی لطیف اما لوکس.
در همان ثانیه‌های اول حس تمیزی لوکس میدهد،هیچ تهاجمی در کار نیست، این شروع نجواست نه اعلام حضور.
در میانه کهربا وارد میشود اما نه به شکل دودی یا سنگین.
کهربایی کرمی، نرم کمی وانیلی، و گرم مثل عسل روشن که روی چوب سفید ریخته باشند با همراهی لطیف از گل‌های سفید بسیار ملایم (نه زنانه‌ی اغراق‌شده)،لمس پودری تمیز،حس صابونی اشرافی که همچنان حفظ شده.
در این مرحله، عطر شبیه پوست تمیز گرم با یک هاله‌ی کهربایی لطیف میشود.
پایان عطر آرام‌تر و عمیق‌تر است،کهربای گرم و تمیز،چوب‌های نرم و کرمی به همراه حس مشک تمیز و پوستی.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
27 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی Baby reXa
Lomani pour Homme
لینک به نظر 30 دی 1404 تشکر پاسخ به مهدی جهانگیری
درود وقت بخیر،من جعبه مقوایی داشتم،متاسفانه اطلاعی ندارم که تولیدات ابتدایی مقوایی یا فلزی بوده حتما تحقیق فرمایید و اگر دوستان دیگری اطلاع دارند تجربه خود را منعکس کنند.
12 تشکر شده توسط : Baby reXa هاشم پور
Bergamask
لینک به نظر 27 دی 1404 تشکر پاسخ به Neroli
درود،تا جایی که حضور ذهن دارم متفاوت هستند،برگاماسک یک عطر مرکباتی که بیشتر ترنج داره با پس زمینه ای از مشک انیمالیکی متعادل در حالیکه آمواج سرچ عطر مرکباتی با پس زمینه صمغی و دودی داره پس با هم تفاوت دارند اگر هم تشابه ای در عطرها احساس میکنید شاید نت مشترک داشته باشند بعد مسیر عوض میشه.موفق و سلامت باشی
13 تشکر شده توسط : Baby reXa ونوس
عود ماراکوجا نه فقط یک عطر یک داستان جنگ تضادها که خیلی زود مورد توجه شدید جامعه‌ عاشقان نیش قرار گرفت.
وقتی حرف از این رایحه میزنیم باید آماده‌ باشیم که به عمق یک ماجراجویی حسی فرو بریم، چون اینجا خبری از پترن‌های رایج یکنواخت نیست.حسی که این عطر منتقل میکنه مثل حرفیست از دو جهان متفاوت شفافیت میوه‌ای که نمیخوابه و سنگینی چرم‌ پرورده‌ای که تو را به خودش میچسبونه. این تضاد همون چیزی هست که باعث میشه این رایحه در ذهن بمونه، نه فقط یک عطر،گ بلکه یک لحظه‌ی خاطره‌ساز که همیشه با تو میمونه.
پره‌های پشن‌فروت مثل نور طلوعی میدرخشند، بعد جنگل عود و چرم مثل سایه‌های کشیده‌ی غروب میان میره، و در نهایت کهربا و وانیل مثل خاک گرم عصر زیر پای تو می افتن. این گذار از روشن به تاریک، از آب میوه‌ای به چرم خاکی، یکی از دلایلی که این عطر برای کسانی که دنبال تجربه‌های هیجان‌انگیز هستند، جذاب، حس متضاد اما به‌طرزی هارمونیک.
عود ماراکوجا عطری که انگار عمداً ساخته شده تا ذهن عادت‌کرده به عودهای تکراری رو بهم بریزه.
اولین اسپری عطر اصلاً مؤدب نیست.ماراکوجا (پشن‌فروت) میپره وسط صحنه نه به شکل اسموتی استوایی، نه شیرین کارت‌پستالی.اینجا ماراکوجا ترش، سبز، کمی وحشی و عصبی.
مثل وقتی میوه‌ی نارس رو نصف میکنی و بوش مستقیم میره توی مغزت.یه ترشی زنده که برق میزنه، ولی لبخند نمیزنه.
کنارش زعفران هست، اما نه زعفران ایرانی لطیف و شیرین،
اینجا زعفران نقش فلزی و خشک رو بازی میکنه.
یه حس کشیده کمی خشن که میوه رو رام نمیکنه بلکه مهارش میکنه.کم‌کم، وقتی اون ترشی میوه‌ای شروع میکنه به عقب‌نشینی،عود از راه میرسه اما نه با صدای طبل.
عود اینجا تمیز، خشک، عمیق و کنترل‌شده‌است.
نه حیوانی، نه کثیف، نه دارویی.بیشتر شبیه چوبی که سال‌ها توی انبار تاریک خوابیده.پچولی وارد میشه و زمین رو زیر پا محکم میکنه.اینجا عطر از هوا می‌افته روی زمین از ترشی پرشور میرسه به عمق.اینجا اون تضاد معروف کریویلی خودش رو نشون میده
میوه‌ی گرمسیری در کنار عود جدی و چرم‌ گونه،نه برای شوک، برای ساختن شخصیت.وقتی عطر کاملاً مینشینه،
چرم، کهربا و رزین‌ها میان جلو.چرم اینجا لاکچری نیست نرم هم نیست.یه چرم گرم و واقعی مثل کیف قدیمی که باهات سفر رفته.کهربا شیرینی نمیپاشه فقط گرما میده.وانیل اگر هم باشه، خیلی عقب ایستاده فقط برای گرد کردن لبه‌ها نه برای دسر شدن.
در این مرحله عطر دیگه فریاد نمیزنه ولی حضورش پررنگه.
از اون حضورهایی که اتاق رو پر نمیکنه،اما وقتی کسی نزدیکت میاد، مکث میکنه.و اینکه آیا شبیه آمبر نومد هست حقیقتا بنده جز در یک لایه سطحی زیاد تشابه ای احساس نکردم.
جمع بندی من از این عطر این که از تضاد ساخته شده،میوه‌ای که شیرین نمیشه،عودی که کثیف نمیشه،چرمی که لوکس‌بازی درنمیاره،یه عطر با روحیه‌ی مستقل.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
22 تشکر شده توسط : غلامرضا نیک پور علیرضا ملک
Luxor Oud
لینک به نظر 15 دی 1404 تشکر پاسخ به marjanmohamadi
درود سرکار خانم،سپاس از حسن توجه شما،قطعا برای عاشقان رز پیشنهاد تست داده میشه،امیدوارم همچون بوی خوش آشنای رز طنین انداز بشه در ایران زیبایمان این کهن دیار خسته.به امید اون روز
9 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
بوی گرمای خورشید روی سنگ، شیرینیِ کنترل‌شده‌ی خرما، و وقاری‌ است که از ریشه میاد، نه از زرق‌ و برق.ابوظبی از آن عطرهاست که با صدا وارد نمیشود با حضور میاد. شبیه مردی که در گرمای عصر آرام از کنار تو رد میشود، چیزی نمیگوید اما بعد از رفتنش هوا دیگر همان هوا نیست.
اپنینگ با هل شروع میشود نه تند است نه تیز. هل اینجا مثل نسیمی‌ است که از لابه‌لای پارچه‌ی سفید دشداشه رد میشود خنک خشک، ادویه‌ای اما مودب. کنار آن، آلو آرام خودش را نشان میدهد نه میوه‌ای شاد و آبدار، بلکه آلویی تیره، رسیده، کمی غمگین. اینجا عطر میگوید قرار نیست خوشحالتان کنم، قرار است همراهتان باشم.
چند دقیقه ای که میگذرد، فضا گرمتر میشود. زعفران وارد میشود اما نه به شکل پرزرق‌ و برق و طلایی. زعفران اینجا خاکی‌ است، کمی تلخ، کمی دارویی شبیه زعفرانی که در دست پیرمردی مانده که سال‌هاست آفتاب دیده. درست در همین لحظه است که خرما پا به میدان میگذارد نه شیرین اغراق‌شده نه دسرطور. خرما در ابوظبی شبیه خود شهر است گرم، خورشیدی، اما کنترل‌شده. شیرینی‌اش درونی‌ست، آرام، صبور.
در درای‌داون، عطر عمیق میشود. کهربا میاد و همه‌چیز را در آغوش میکشد گرمایی نرم، رزینی، کمی صمغی که عطر را به زمین وصل میکند. و بعد وتیور… این وتیور تمیز و شسته‌رفته نیست رگه‌هایی از خاک، ریشه و خشکی دارد. انگار پاهایت روی شن داغ است اما سرت هنوز در سایه مانده.
از نظر پرفورمنس عطر مسیر خودش را میرود پخش بوی متوسط اما پیوسته، ماندگاری خوب بدون خستگی. عطری که لازم نیست به دیگران ثابت کند چیست خودش می‌داند کیست.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
23 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
درود دوستان به نظرم اون دسته عزیزانی که نسبت به رز و عود حس بدی داشته اند که تصویری منفی از رز و عود در ذهن دارند،حتما پیشنهاد تست این عطر بهشون میدم،چون جلوه خوبی و مثال خوبی هست برای این دو نت و ترکیبش،شاید نظرشون تغییر پیدا کرد و تونستن ارتباط دوباره برقرار کنند.
لوکسور عود عطری نیست برای همه.نه برای کسانی که دنبال تعریف سریع خوشبو هستند،نه برای آنهایی که میخواهند با اولین برخورد عاشق شوند.این عطر برای کسی‌ است که صبر دارد،
برای کسی که دوست دارد عطر، آرام آرام خودش را معرفی کند.
عطری بالغ، عمیق و شخصیتی،بیشتر شبیه یک مکان تاریخی تا یک بوی زودگذر.
لوکسور عود با فریاد شروع نمیکند.اولین برخورد بیشتر شبیه قدم‌گذاشتن به حیاط سنگی یک معبد قدیمی‌ است جایی که هوا گرم است اما سوزان نیست.نارنگی ماندارین در همان ثانیه‌های اول میاد نه برای شیرین‌کاری، بلکه برای روشن‌کردن فضا، نوری کوتاه، شفاف و زودگذر.کنارش پچولی ایستاده، خاکی، کمی تلخ، کمی مرطوب.این تضاد نور و زمین، از همان ابتدا میگوید با عطری طرفیم که قرار نیست ساده پیش برود.
ورود لوکسور عود حس دعوت دارد نه اغوا میگوید،اگر عجله داری اینجا نایست.
در میانه عطر ناگهان شخصیتش را پیدا میکند.
میوه‌ جات ظاهر میشوند اما نه آبدار و شاد بیشتر رسیده، کمی تیره، انگار آفتاب صحرا رویشان مکث کرده.رز صحرایی آرام بالا میاد، این رز لطیف و رمانتیک نه،رز مقاوم و زیباست،گلی که یاد گرفته در گرما زنده بماند.اینجا لوکسور عود دقیقاً همان‌جایی‌ است که مخاطب جدی را نگه میدارد.
رز با میوه‌ها ترکیب میشود و فضایی میسازد که نه زنانه است، نه مردانه بیشتر بالغ و پخته است و این اوج هنر این عطر.
همه‌چیز حساب‌شده است.هیچ نتی جلو نمیزند، هیچ‌کدام عقب نمیماند.این اوج، اوج هیجان نیست اوج تمرکز است.
درای‌داون جایی‌ است که لوکسور عود نفس عمیق میکشد.
لابدانیوم وارد میشود، گرم، رزینی، کمی دودی با حسی از چرم خاموش و بعد عود…
نه عود تهاجمی، نه عود پزشکی یا تاریک افراطی.
عودی که بیشتر شبیه ستون‌های چوبی کهنه است ایستاده، ساکت، محکم.
این پایان، شیرین نیست، اما خشک هم نمیشود.
گرما دارد، عمق دارد، و مهم‌تر از همه وقار دارد.
عطر عقب نمی‌رود، آرام مینشیند و همان‌جا میماند.
لوکسور عود عطری‌ست که بعد از چند ساعت، بیشتر از قبل خودش میشود.ممو لوکسور عود سفری که از پوست شروع میشود و به حافظه ختم میشود،لوکسور عود شبیه عطری نیست که بخواهی سریع قضاوتش کنی.این عطر را باید بپوشی، راه بروی، ساکت شوی و بگذاری خودش با تو حرف بزند.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»

23 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan