نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
اپنینگ عطر با ترنج و زنجبیل شروع میشه.اینجا ترنج شفاف و تمیز، کمی خنکی و تلخی داره و زنجبیل هم فقط یک لرزش ظریف میده.شروع عطر آرام و بی سر و صداست.
در میدل‌نت عطر وارد فاز شخصیتی خودش میشه. یاس و رز میان وسط اما نه به شکل گلی رایج .یاس کمی خامه‌ای و مرطوب، رز کنترل‌شده و تمیز بدون شیرینی اغراق‌آمیز.
درای‌داون جایی که وادهو امضاش رو میزنه. چوب صندل، عنبر و مشک آرام‌آرام ظاهر میشن. صندل نرم و کرمی، عنبر گرمای ملایمی میده و مشک پوست‌ مانند و صمیمی است.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
17 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
اما میرسیم به نسخه پارفوم از این لاین،بوتگا ونتا پور هوم پارفوم با بازشدنش همان‌قدر شودر و دلنشین است که بوی چوب تازه تراش‌ خورده در کارگاه یک نجار ماهر. انگار خاک مرغوب و چوب درخت سدر و سرو کنار هم نشسته‌اند و شروع کرده‌اند به گفت‌وگو.اپنینگ با یک تازگی سبز شفاف وارد میشود.
نه تیز و نیش‌ زن با کمی از لیمو و سبزی لطیف.در میانه سدر، سرو، و مشک‌های گرم زیرپوستی. اینجا دیگر خبری از تازگی آغاز نیست بلکه گرمابخشِ یک آغوش چوبی است.درای‌داون اما جادوی واقعی است. این‌جا دیگر فقط عطر نیست یک احساس خاطره‌ساز است. چوب‌ها آرام و قابل اعتماد شده‌اند، مشک مانند رایحه‌ی لباسی که سال‌ها با آن سفر کرده‌ای و هنوز تو را میشناسد، روی پوست مینشیند. ماندگاری‌اش نه پیوندی خشن، بلکه پیوندی لطیف و همدلانه با پوستت درست میکند مثل همراهی دیرینه‌ای که‌ در سکوت حرف‌ها را میفهمد.
اگر بخواهم خیلی خلاصه حس و حال خودمو از سه گانه بوتگا ونتا بگم.
پور هوم کلاسیک = سبز و روشن و شفاف
اکستریم = چوبی عمیق و جدی
پارفوم = گرم، چوبی با زمینه چرم
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
20 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
از همان لحظه‌ی اول با ترنج شروع میکند،خیلی زود کاج و سرو کوهی وارد میشوند بویی سبز، خشک و تمیز، انگار نفس عمیقی در یک جنگل سرد کشیده‌ای. این اپنینگ تازه است اما خنک نیست جدی است اما خشن نیست.در میدل نت عطر آرام‌آرام وزن میگیرد. جوز با گرمای ادویه‌ای‌اش فضا را عمیق‌تر میکند و درخت نراد حس رزینی و جنگلی را تقویت میکند همان بوی چوبی که کمی صمغ‌دار است و حس طبیعی‌بودن میدهد. فلفل قرمز شیرین اینجا نقش هیجان‌ساز را بازی نمیکند، بیشتر مثل ضربان آرامی‌ست که زیر پوست جریان دارد گرما میدهد، بدون اینکه تیز یا آزاردهنده شود.اما جایی که شخصیت واقعی عطر شکل میگیرد درای‌داون است پچولی زمین را زیر پایت محکم میکند چرم وارد میشود نه چرمی براق و شهری بلکه چرمی مات، طبیعی و کمی خام. در کنار آن لابدانیوم با آن حس رزینی و کمی دودی همه‌چیز را به هم میدوزد. پایان کار آرام است مردانه است و ماندگار مثل خاطره‌ای که فریاد نمیزند اما فراموش هم نمیشود.
این عطر حس مردی را میدهد که به طبیعت برگشته اما هنوز وقار شهری‌ اش را حفظ کرده. نه کلاسیک قدیمی است نه مدرن نمایشی دقیقاً وسط این دو ایستاده.
در مقایسه با نسخه پورهوم همان شخصیت را دارد اما با صدای بم‌تر،چوب‌ها خشکتر، چرم عمیق تر و فضای کلی تاریک تر و جدی‌ تر است.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
17 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
درود بر شما سلایق مثل هر چیزی متفاوت.من خودم به شخصه سه گانه بوتگا ونتا تست کردم که نظرمو مینویسم در روزهای آتی.دوست عزیز هیچ وقت بدون تست و فرصت دادن به عطر نسبت به خرید اقدام نکن.موفق و سلامت باشی
12 تشکر شده توسط : Emarat _ Old هاشم پور
یکی از عطرهای جذاب و بالانس من بوده همیشه.اپنینگ با ترکیبی از ترنج، درخت کاج و سرو کوهی آغاز میشود،ترنج اینجا شاد و پرزرق‌ و برق نیست بیشتر شبیه نور کمرنگ صبح است که از لابه‌لای شاخه‌های سبز عبور میکند.کاج و سرو، حس جنگل وحشی نمیدهند بیشتر حس هوای آزاد، تمیزی و نفس عمیق دارند.شروعی سبز، خنک و نجیب مثل قدم زدن در طبیعتی که هنوز دست نخورده مانده.با گذر زمان عطر وارد میدل نت میشود
جایی که درخت نراد، سالویا و فلفل قرمز شیرین آرام آرام خودشان را نشان میدهند.نراد حس چوبی خشک و متفکر با خودش می آورد،سالویا عطری گیاهی و کمی تلخ، مثل خردی که از تجربه آمده و فلفل قرمز شیرین فقط گرما میدهد نه تندی.
اینجا عطر بالغ میشود.و بعد درای‌داون جایی که عطر دیگر در هوا نیست بلکه در پوست نجوا میکند.پچولی، چرم و لابدانیوم پایه‌ای میسازند که نه خشن است و نه حیوانی.
پچولی خاکی و آرام است،چرم تمیز و نرم، بدون تلخی یا سنگینی و لابدانیوم مثل گرمای ملایمی است که زیر همه‌چیز جریان دارد.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
20 تشکر شده توسط : Emarat _ Old علی
Derrick
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
درود وقت بخیر مبحث مهم و گسترده ای هست ولی در حد دانشم چند خطی مینویسم.
عطر چه یک اثر اورجینال از برندهای مطرح باشد چه اسانس خالص و چه عطری دست‌ساز موجودی زنده و پویاست. رایحه‌ها در گذر زمان نفس میکشند، تغییر می‌کنند و تحت‌تأثیر محیط اطرافشان شکل تازه‌ای میگیرند. کیفیت نهایی یک عطر بیش از آن‌که فقط به نام و فرمول وابسته باشد به شرایط نگهداری و نوع ترکیبات آن بستگی دارد.
عطرهای اورجینال معمولاً فرمول‌های پایدارتر، الکل تصفیه‌ شده و کنترل کیفی دقیق‌تری دارند به همین دلیل اگر درست نگهداری شوند عمر طولانی‌تری خواهند داشت.
اسانس‌ها غلیظ‌ ترند و چون الکل ندارند یا بسیار کم دارند نسبت به نور و گرما حساس‌ترند اما در شرایط ایده‌آل میتوانند سال‌ها سالم بمانند.عطرهای دست‌ساز بسته به مهارت سازنده،کیفیت مواد اولیه و میزان تثبیت‌کننده‌ها، رفتار متفاوتی دارند بعضی با زمان بهتر میشوند و بعضی زودتر تغییر رایحه میدهند.
طبع گرم یا خنک نقش مهمی در پایداری عطر دارد.
عطرهای گرم که بر پایه نت‌هایی مثل چوب، وانیل، عنبر، رزین‌ها، ادویه‌ها و صمغ‌ها ساخته میشوند ساختار سنگین‌تری دارند و معمولاً دیرتر دچار افت کیفیت میشوند.در مقابل عطرهای خنک و تازه که شامل مرکبات، نت‌های سبز، آبی و آروماتیک هستند، فرار ترند و نسبت به نور و گرما حساس‌ترند به همین دلیل زودتر تغییر بو میدهند.
بیشتر عطرها تاریخ انقضای قطعی ندارند بلکه یک دوره مصرف بهینه دارند. اگر عطر اورجینال، اسانس یا عطر دست‌ساز به‌ درستی نگهداری شود، میتواند بین ۵ تا حتی ۱۵ سال سالم بماند.
نشانه‌های خرابی یا افت کیفیت شامل:
تغییر رنگ شدید یا کدر شدن ـــ ترش، تند یا فلزی شدن غیرعادی بوـــــ از بین رفتن شفافیت رایحه اولیه
سه عامل اصلی بیشترین آسیب را به عطر میزنند:
نور به‌ویژه نور مستقیم خورشیدـــ گرما ــ هوا (اکسید شدن)
هر بار باز شدن در بطری مقدار کمی هوا وارد میشود و به‌مرور ساختار رایحه را تغییر میدهد این موضوع در اسانس‌ها و عطرهای دست‌ساز محسوس‌تر است.
شرایط ایده‌آل نگهداری عطر، اسانس و عطر دست‌ساز
نگهداری در جای خنک، تاریک و با دمای ثابت دور از نور مستقیم و منابع گرما در بطری اصلی و کاملاً بسته دور از رطوبت (حمام بدترین انتخاب است)
برای اسانس‌ها، استفاده از بطری‌های شیشه‌ای تیره اهمیت بیشتری دارد.
در نهایت، عطر اگر درست نگهداری شود فاسد نمی‌شود بلکه فقط شخصیت بویایی‌اش ممکن است تغییر کند. بعضی رایحه‌ها با گذر زمان نرم‌تر، عمیق‌تر و پخته‌تر میشوند درست مثل شرابی که خوب نگهداری شده و به بلوغ رسیده است.
موفق و سلامت باشید.
26 تشکر شده توسط : هاشم پور ع میرزایی
Egoiste
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
درود لطف دارید شما،قطعا جز زیباترین کارهاست.با این اوضاعی که بی ترمز داریم پیش میریم باید برگردیم به عطرهایی که داشتیم.محروم داریم میشیم از تست های عطرهای جدید و دلخوشی ما هم داره به دست فراموشی سپرده میشه.چه میشود کرد که انسان با امید زنده است و امیدوارم شرایط به گونه ای باشه همه یک روز در شاپ های که در کشور برگزار میشه همه با هم با دلخوشی و بدون دغدغه عطرها رو تست کنیم و خرید کنیم به امید اون روز.
17 تشکر شده توسط : هاشم پور ارژنگ بوترابی
اگویست محصول دوره‌ای از شنل که هنوز از مردها تصویر اینستاگرامی نمیخواست مرد باید هویت میداشت، حتی اگر سخت‌ فهم، حتی اگر خودمحور. اسم عطر شوخی نیست،اگویست یعنی کسی که با خودش تنهاست، نه برای فرار از دیگران، بلکه چون جهان درونش شلوغ‌تر از بیرونه.
اپنینگش اصلاً عجله نداره.
شروع با دارچین میاد، اما نه دارچین شیرینی‌فروشی دارچین خشک، کمی تلخ، کمی دودی. کنارش رز هست اما نه رز عاشقانه یا لطیف. این رز بالغ و تاریکه، مثل گلی که توی اتاق نیمه‌ تاریک افتاده نه توی باغ. از همون لحظه‌ی اول میفهمی این عطر قرار نیست دل همه رو به دست بیاره.چند دقیقه که میگذره، گرما عمیق‌تر میشه.
اینجا چوب صندل وارد میشه خامه‌ای، نرم، ولی سنگین. وانیل حضور داره اما کنترل‌شده و بالغ نه شیرین، نه بازیگوش. این وانیل نقش خاطره رو داره نه دسر. در همین فاز ادویه‌ها مثل نجوا میان و میرن نه فریاد میزنن. این بخش از عطر دقیقاً جایی که آدم‌ها یا عاشقش میشن یا پسش میزنن.میانه‌ی رایحه جایی که عطر می‌ایسته و نگاهت میکنه.
سدر،وتیور و پچولی پایه‌ی شخصیت رو محکم میکنن. بوی چوب خشک، کمی خاکی، کمی تلخ. اینجا دیگه عطر کاملاً مردانه‌ است، اما نه به معنای کلیشه‌ای. مردانگی‌ای که از تجربه میاد، از زخم، از سکوت‌های طولانی. هیچ چیز جیغ نیست همه چیز حساب‌شده‌ است.درای‌داون شاهکار پنهان
وقتی ساعت‌ها میگذره، روی پوست یه گرمای چرمی‌،چوبی میمونه؛ نرم، عمیق، شخصی بویی که فقط نزدیک‌ها حسش میکنن نه همه‌ی اتاق. این همون جاییه که عطر تبدیل میشه به امضا بویی که انگار از خود پوست میاد نه از شیشه.
از نظر طبع این عطر گرم، خشک، ادویه‌ای و چوبی.
نه گرم شیرین، نه گرم شرقی اغراق‌شده. گرم روانی داره گرمای فکر نه گرمای بدن.شب های پاییز و زمستون موقعیت‌های خلوت، قرارهای جدی یا حتی تنهایی. این عطر برای جمع‌های شلوغ ساخته نشده برای درون ساخته شده.
این عطر قدیمی نشده فقط بالغ‌تر از زمانه خودشه.
و هنوز هم برای کسی که ظرفیتش رو داره،جذاب و عمیق باقی مونده.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
31 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 بهروز خوش بین
وقتی بطری رو باز میکنیم مثل قطار سریع‌السیر از تونل ترش مرکبات وارد میشه. این شروع بُرنده، انرژی تمیز و زنده‌ای داره،اپنینگ با لیمو، ترنج، لاوندر و آویشن یه موج تمیز، روشن، و دقیق میسازه،انگار آسمان آبی صبح یک شهر بزرگ.
میان نت‌هاست که شخصیت پلاتینیوم خودش رو نشون میده،زنجبیل، سدر، خس‌خس و هل، با هم ترکیبی خلق میکنن که هم خاکی، هم کمی ادویه‌ای و تازه‌ است،نه تند و تیز، بلکه مثل یه مکث عمیق بین دو نفس سنگین. این بخش مثل گفتگویی‌ است در سکوت عصر، جایی که تو مانیفست مردانگی، احترام به لطافت هم معنی پیدا میکنه.
درای‌ داون وقتی که مواد تثبیت میشن، بویی مثل چوب گرم و تلخ ولی دوست‌ داشتنی به‌جا میمونه سدر نرم و خس‌خس خاکی، مثل رد خاطره‌ی یه روز طولانی که هنوز روی پیراهنت مونده. این پایان حس کسی که از دور میاد و هنوز بوی راه افتادن به همراهش هست رو میده.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»

30 تشکر شده توسط : Mahdi chavoshi بهروز خوش بین
شنل بلو ادوتویلت رو بذار مثل یک سمفونی آبی تصور کنیم آبی مثل هوای ساحل صبح،مثل سکوتی که هنوز بیدار نشده،مثل فکری که تازه از ناخودآگاه سر بیرون آورده.این عطر نه فقط بویی میده، بلکه حسی میسازه حسی از تعادل بین آزادی و انسجام.
وقتی بطری رو باز می‌کنی بوی ترکیب مرکبات خنک و نعنا میپره تو فضا،مثل اولین نفسِ صبحِ زمستون کنار دریا. این قسمت از رایحه، مثل یک پرده‌ی آغازی که پر از انتظار حرکت و سفره. روشن، شاد، بدون اغراق، اما با همان عمق آرام که میدانی داستان قراره جدی بشه.در شروع ترنج و لیمو و نعنا مثل موج خنکی که از ساحل بالا میاد و میزنه به تنت. سر شروع، انرژی متعادل و شفاف نه تهاجمی، نه ضعیف.در میانه ترکیبی از زنجبیل، جوز هندی، سرو، یاس و هل. این بخش جایی که شخصیت بلو شکل میگیره. زنجبیل و جوز هندی یه گرمی لطیف میذارن، چوب سرو پایداری و عمق میبخشه، و یاس با لطافت گل‌ وار خودش تعادل ایجاد میکنه. مثل یک مکالمه‌ی آرام در نور عصر.و در پایان
نعناع هندی،وتیور، سدر، لابدانوم. پایانش پخته‌تر و خاکی‌تر مثل وقتی روی شن قدم میزنی و خاطرات بوی دریا هنوز پشت سرت مونده اما بوی خاک خیس و چوب خشک هم وارد معرکه میشن.
این عطر به نظرم مثل یک فیلسوف میمونه که با سکوت شروع میکنه با حکمت ادامه میده و با آرامش تمام میره تو لحظه‌های پایانی. هر بار که به پوستت میچسبه چیزهای تازه‌ای میتونی ازش کشف کنی نه فقط به خاطر موادش بلکه به خاطر شیوه‌ ی ارتباطش با خود تو.در ذهنِ من نماد تعادل پویاست روشن و در عین حال عمیق،مدرن اما بی‌ تکلف.نه فقط عطری برای خوب به نظر رسیدن بلکه عطری برای حضور داشتن در هر لحظه.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
17 تشکر شده توسط : NEGAR هاشم پور

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan