سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Universal Universal Cobra - یونیورسال کبرا
از عطر هایی با سبک بویی گرم و جذاب و به یادماندنی می باشد| برند | یونیورسال |
| طبع | گرم |
| کشور مبدأ | امارات متحده عربی |
| مناسب برای | آقایان |
خیلی گربهی ساکتی بود، اصلا خیلی به ندرت صداشو میشنیدیم. شبها خونهی ما میخوابید داخل اتاقی که من میخوابیدم اونم سرشو مثل آدمها روی زمین میذاشت و میخوابید تا صبح. بعد از صبحانه میرفت بیرون و ساعت ۳ ظهر واسه ناهار برمیگشت که دقیقاً ساعت ۳ ظهر ناهار میخوردیم و دوباره میرفت بیرون و شب ساعت ۸.۳۰ میومد خونه.
همیشه با ما کنار سفره ی صفای زندگیمون، این گربه هم حضور داشت و هیچوقت پاشو داخل سفره نگذاشت. یه پیاله داشت که همیشه غذای اونو داخل پیاله میدادیم و بعد از نوش جان کردن غذاش خودش میرفت داخل هال یا یه گوشه از خونه دراز میکشید. بارها با آب ولرم و شامپو آرزو اینو میشستم و اصلا داد و بیداد نمیکرد، فکر کنم سنش زیاد بود چون هیکلی و قدرتمند بود و سنگین وزن، شاید متولد ۱۳۵۹ یا ۱۳۶۰ بود اون زمان. یکبار بعد از شستن بدنش با شامپو که داخل یه حوله ی مخصوص خودش پیچیدم و آوردم خونه، زمستون بود سریع رفت پشت بخاری نفتی جای گرفت و خودشو لیس میزد و گرم میکرد بدنشو. یه نیم ساعت بعدش دیدم خوابش برده پشت بخاری، این ادکلن کبرا که واسه مادرم بود رو برداشتم به شکمش دو پاف اسپری کردم. صبح که بیدار شدم دیدم نشسته داره منو نگاه میکنه بغلش کردم وای شکمش بوی شامپو و ادکلن کبرا میداد.
چه بوی مطبوعی داشت با اون صدای خروپف که از شکمش میومد. حیف که اون زمانها دوربین عکاسی نداشتیم تا از این صحنهها عکس بگیرم واسه امروز.
۶ سال با ما زندگی کرد و هرگز به هیچی دست نزد حتی گوشت و چرخ کرده و گوشت مرغ هم مادرم داخل حیاط خونه تمیز میکرد این گربه اصلا کاری به ما نداشت. اما یه روز اتفاق خیلی غریبی افتاد، موقع شام که تابستان بود مادرم برنج و مرغ پخته بود، موقع کشیدن غذای ما، یهو این گربه یدونه ران مرغ رو از داخل تابه برداشت و از خونه فرار کرد، دنبالش کردم دیدم روی دیوار هست با یه گربهی سفید پلنگی رنگ کنارش که ماده بود و اون ران مرغ را گذاشته جلوی اون گربهی ماده تا بخوره. گربهی زرد مذکر هیکلی و تنومند ما با اون گربهی کوچیک سفید پلنگی ازدواج کرده بود و بخاطر عشقی که بهش داشت، حاضر شد به ما و خانواده ی خودش خیانت کنه و ران مرغ رو برداره فرار کنه.
از اون شب دیگه اصلا خونهی ما نیومد و هربار هم روی دیوار میدیدمش و پیشی پیشی میکردم، برمیگشت و نگاهم میکرد اما اعتنا نمیکرد و میرفت. اون گربه اونقدر درک و شعور داشت که معنای خیانت رو فهمیده بود و غرور مذکر بودنش بهش اجازه نداد که دوباره برگرده پیش ما.
یکسال بعدش تابستان ۱۳۷۷ بخاطر کهولت سن، فوت کرد که با بچههای همسن محلهی خودمون، پیکرشو تشییع کردیم و بردیم یجای خاکی، چالش کردیم.
دیگه نمیدونم چرا از این ادکلن کبرا زیاد خوشم نیومد در حالیکه اون زمان با اینکه بچه بودم و دوران ابتدایی تحصیل میکردم، اما خیلی رایحه شو دوس داشتم.
این ادکلن به نظرم کپی ادکلن ژان آرتس محصول فرانسه با مار چنبره زده به دور باتل اون عطر است که اونم از روی دیور پویزن سبز رنگ یا قرمز رنگ کپی کرده بود. خلاصه رایحه ی این ادکلن خیلی شبیه همان کبرای چشمان قرمز ژان آرتس است.
مناسب تنپوش بانوان در روزهای سرد با ماندگاری خوب و پراکنش خیلی تیز برای اون زمان.
آرزوی سعادت برای هموطنان....