تصویر ها | Eric Revo
نگا نارنجی ها رو... 21 اردیبهشت 1405

این یادداشت های پراکنده من از یک سفر ساده اس که گاهی اوقات به خاطر میاد:

به قولم عمل کردم زنگ زدم به امیر گفتم بیا پایین اومد دید گفت جدیه یا شوخی می کنی؟ گفتم نه بابا همین امروز زد به سرم خسته شدم گفتم میرم اولین نمایشگاه اولین ماشین هر چی به پستم خورد میگیرم شدش این، گفت رنو کپچر آخه؟ بی ام و ایی چیزی، گفتم چشه به این با نمکی، بیا خرمالو بزن، روی داشبورد خرمالو بود، خنده اش گرفت نشست تو ماشین گفت دیوونه خرمالو از کجا گیر اوردی؟ گفتم اینو ولش یادته چند وقت پیش بهت گفتم یه دریاچه ایی هست بش می گن سلبریتی اینستا، گفت کدوم؟ گوشی رو درآوردم در حال سرچ گفتم، د این دیگه ، نشونش دادم، گفت ها این، چه قشنگه واقعا، گفتم خب بیا این سه روز تعطیلی پیش رو بریم اینجا، گفت میشه الهام بیاد؟ دلش پوسید اینجا گناه داره (هم خونه ایشو می گفت) گفتم من مشکلی ندارم اما خب اگه معذب نیست چه ایرادی داره ، گفت نه تو که از خودمونی غریبه نیستی که ، گفتم باشه، فقط امروز میرم لباس بگیرم اونجا خیلی سرده تو این وقت سال، تو هم برو لباس بگیر. ازش جدا شدم، به ذهنم زد یه کاپشنی به رنگ پاییز بگیرم و کلاهی به رنگ پاییز، به گذارم زارا خورد، میون کاپشن هاش این به چشمم اومد گرفتمش وقت برگشتن، مسیرم خورد به شلف ادکلنا گفتم بذار یه ادکلن بشه خاطره این سفر ، موقع انتخاب کَپ ادکلن ها رو بو می کردم، نه اینکه همه رو پاف بزنم ، چون این جوری شامه من گیج نمیشه ,انتخاب هام به این سادگی ها نیست، فقط سر هایی که برام جذابه بوشون میشن کاندید تست، از میون همه با اون ذهنیت رسیدم به این کار. یه وایییی اساسی از دل، من نمی دونستم این نمونه چه کاریه( بعدها فهمیدم الهام از چند کاره و تقریبا مستقله) من اصلا ادکلن باز نبودم یعنی هنوزم نیستم،کالکتور نیستم،صرفا یه پسری بودم که به تیپش اهمیت می داد(لااقل سعی اشو می کرد) و یه چندتا ادکلن داشت اونم صرفا هر بویی که باهاش حال کنه فکر می کرد ته دنیا اینه که یه باتل تام فورد داره (بعدا رفتم پی کشف و دیدم چه شوت بودم البته شاید هنوزم باشم 😂) قصه رو کوتاه می کنم ما رفتیم ،از بیراهه هم رفتیم، به بهانه این که تول(عوارض)ندیم اما دلیل واقعی این بود که پاییز آلپ و دولومیتز رو از دل روستاهاش ببینیم،راه طولانی شد ولی امان از پاییز و از مهر ، که دلم رفت... ۸ ساعت روندم ، شب رسیدیم بیهوش تو حال با لباس افتادم و صبح اول کله سحر پاشدیم رفتیم اونجا،بماند که ما آخر شب رسیده بودیم هتل و تو تاریکی ندیدیم چه بهشتی بود، تو کافه سر پارکینگ دریاچه، صبحونه امون شد الویه هایی که الهام درست کرده بود و چایی،بعدش شروع کشف لاگو دی براایس. دیدارش شد آغاز حضور این شیشه قرمز برای بارها تو زندگیم.

عکس دوم صرفا یادگاری از اون روزه، اینجا گذاشتم چون دفتر خاطراته. بمونه به یادگار

پی نوشت ۱: ادکلن زارا نایت پور هوم ۳، الهامی از دو کار لهوم اینتنس از ایو سن لورن و دیور هوم اینتسه ولی با چندین توییت زیبا مثل اضافه کردن نت گلابی ، تنظیم بوی چوب چدار و کم کردن فضای گلی ایو سن لورن و کاهش خشکی زنبق دیور هوم. دنیاییه برا خودش، با عملکرد متوسط شاید کمتر از متوسط،بعدها زارا همین محصول رو با اسم extreme 6.0 داد بیرون که یه کوچیک تفاوت داره باهاش.

پی نوشت ۲: لاگو دی برائس  Lago di braies دقیقا داستانش برعکس لوگانوئه، لوگانو دریاچه ایی تو جنوب سوئیس اما تو قلمرو زبانی فرهنگی ایتالیا، اما لاگو دی برائیس یا به قول آلمانیها پراگزر وایلدزی دریاچه اییه تو شمال ایتالیا تو منطقه دولومیتز (زود تریل) اما تو قلمرو فرهنگی زبانی آلمانی تبارهاست. حتی هتلی که رفتیم منوهاش آلمانی بود.(حاشیه بولتزانو).

پی نوشت ۳: آره آقا می دونم کلاهه اون نیست نمی دونم کجاست همینجا بودا فکر کنم همراه خودم آوردمش ولی اصلا پیداش نیست 🤷🏻‍♂️ تازشم اون روز کفشم یه مدل قدیمی تر از این تیم بود صرفا جهت خالی نبودن عریضه و نمود یادگاری از اون کفش مرحوم اینجا قرار داده شده.

پیش از این گغته بودم که فضای کار کول واتر پارفام که عطر امضای منه یه فضایی دریاچه ایه ،نه دریایی و در ادامه از سفرم به لوگانو از لکو گفتم . لوگانو و لاگو دی کمو که دریاچه مشرف به شهر زیبای من لکوست تقریبا خواهرخوانده محسوب می شن هرجند لوگانو روی کاغذ بخشی از سويیس محسوب میشه ولی به واسطه سال ها اقامت ایتالیایی ها در جنوب سوییس بخش از قلمرو فرهنگی ایتالیاست. فضای کول واتر پارفام درست شبیه این دو دریاچه است چرا که صرفا دریایی نیست نت های سبز داره و خنکی هوای آفتابی لمباردی رو تداعی می کنه.

تو تصویر دوم خودم رو قرار دادم چون بی راه نیست بگم هرجای این کره خاکی باشم با یک پاف تلپورت میشم به لکو. خواستم بدونین چه تصویری مد نظر بنده اس.

از این به بعدسعی می کنم با ادلکن ها و تصاویرش خاطراتم رو هم بگذارم هرچند کالکتور نیستم ولی تعداد قلیل کارهایی دارم که به جای اینکه ادکلن باشن برام بخشی از مسیر زندگیم و همسفرم بوده اند. تو پست بعدی راجع به زارا نایت و خیابان یا همون کورسو بوینس آیرس میلان میگم.

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan